پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣٦ - مبحث پنجم پيشوايى عالمان، امينان خدا بر حلال و حرام
مبحث پنجم: پيشوايى عالمان، امينان خدا بر حلال و حرام
مرجعيت دانشمندان و رهبرى شيعه توسط آنان بعد از غيبت كبرى كه در سال ٣٢٩ هجرى با وفات وكيل چهارم امام مهدى عليه السّلام[١] آغاز گرديد، مسألهاى حياتى بود كه ائمّه معصومين عليهم السّلام به دستور خدا و رسول به ترويج آن مبادرت كردند. آنان به شيعيان دستور دادند تا در همه مسائل به دانشمندان و فقهايى كه در مدرسه رسالى آنان تربيت شده بودند رجوع كرده، آموزههاى دينى خود را از آنان دريافت نمايند، حضرت امام صادق عليه السّلام نيز در روايتى كه هماكنون خواهيد خواند به اين مفهوم مشروعيت داده است:
«ينظر من كان منكم ممن قد روى حديثنا و نظر في حلالنا و حرامنا و عرف أحكامنا، فليرضوا به حكما فإني قد جعلته عليكم حاكما، فإذا حكم بحكمنا فلم يقبل منه، فانما استخفّ بحكم اللّه و علينا ردّ، و الرادّ علينا رادّ على اللّه و هو على حدّ الشرك باللّه»؛
شيعيان بايد بنگرند به كسانى كه احاديث ما را روايت كرده و در حلال و حرام ما صاحب نظر شده، احكام ما را مىشناسند. پس هنگامى كه چنين كسى را يافتند بايد به حكم او رضايت دهند. چراكه من وى را بر شما حاكم قرار دادم، پس اگر كسى حكم او را كه همانند حكم ما است نپذيرفت و آن را رد كرد، حكم خدا را سبك شمرده و ما را رد نموده است. و هركس كه ما را رد كند خداوند متعال را رد نموده و اين كار در حد شرك به خداوند متعال است[٢].
[١] . على بن محمّد سمرى، ر. ك كشف الغمّه ٣/ ٢٠٧.
[٢] . كافى ١/ ٥٤/ ١٠، ٧/ ٤١٢/ ٥، تهذيب ٦/ ٢١٨/ ٥١٤ و ٣٠١/ ٨٤٥.