پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٨٦ - بخش سوم نيازهاى دوره حضرت امام عسكرى عليه السلام
برابر او شروع به كار مىكرد.
ايّوب بن نوح گويد: به حضرت رضا عليه السّلام عرض كردم: ما خيلى اميد داريم كه صاحب اين امر، يعنى آنكس كه خداوند به دست او جهان را اصلاح مىكند شما باشيد، و خداوند امر خلافت را بدون شمشير و خونريزى در اختيار شما قرار دهد. چراكه مىبينيم مردم بهعنوان ولايت عهدى با شما بيعت كردهاند و سكّه به نام شما ضرب شده است، امام رضا عليه السّلام در پاسخ او فرمودند:
هركدام از ما اهل بيت كه مردم براى او نامههاى بسيار نوشته، درباره مسائل شرعى و اجتماعى از او سؤال كرده، مورد توجّه جامعه قرار گرفته، پول به سمت او حمل شد، ناگهان [به صورتى مشكوك] در بستر بيمارى افتاده و از دنيا رفت. تا اينكه خداوند عزّ و جلّ براى اين امر مردى برانگيزد كه آنچنان مخفى و دور از ديدگان باشد كه حتّى ولادت و رشد و نموّ او نيز در خفا به انجام رسد[١].
امام كاظم عليه السّلام و امام رضا عليه السّلام در سن پنجاه سالگى از دار دنيا رفته و به شهادت رسيدند. اما مىبينيم كه امام جواد عليه السّلام در بيست و پنج سالگى از دنيا رفته است، و مىدانيم هيچكدام از ائمه عليه السّلام نيز به واسطه بيمارى از دنيا نرفتهاند، بلكه آنان در نهايت صحّت و سلامت بدنى بودند، تا آنجا كه صحّت و سلامت جسمى آنها خود عاملى براى تحريك حسادت حاكمان عبّاسى بود.
در چنين شرايطى امام جواد عليه السّلام با امامت زود هنگام خود كه خود پديدهاى بىهمتا بود و زبان به زبان در ميان دوست و دشمن نقل مىشد، در امر رهبرى الهى و ربّانى به نوعى ركوردشكنى دست يافته، امت اسلام را به ياد كلام خداوند متعال در قرآن كريم انداخت كه: خداوند در مرحله صباوت و
[١] . كمال الدّين/ ٣٥٤.