پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٨ - بخش سوم نيازهاى دوره حضرت امام عسكرى عليه السلام
گذشته از كتبى كه اختصاصا در موضوع امامت نوشته شده است، كتابهايى كه تحت عنوان صحيح و مسند نيز نوشته شده كاشف از ميزان اهميت اين جايگاه حسّاس و مهم در نصوص كتاب و سنّت و سيره مسلمانان است، تا آنجا كه گروهى از مردم پيدا شده و براى تصرّف اين جايگاه به جان يكديگر افتادهاند كه نه از نظر قرآن و نه از نظر سنّت پيامبر اكرم شايستگى احراز اين جايگاه را نداشتهاند. آنان اين جايگاه رفيع را جز به بهانهاى سستتر از خانه و تار عنكبوت تصرّف نكردهاند و آن دليل سست اين است كه اگر آنان براى گرفتن زمام امور مبادرت و عجله نكرده بودند امت اسلام متفرّق شده و بدون رهبر نابود مىگرديد، آنان اين عجله و سرعت عمل را براى پوشانيدن لباس مشروعيت بر تصرّف غاصبانه خود در حكومت و به دست گرفتن زمام امور بعد از پيامبر اكرم دليل قرار دادهاند.
اين خط كه حكومت را تصرّف نمود با اين عنوان كه نبوّت و خلافت يكجا جمع نمىشوند. برنامهريزى بلندمدتى براى خود انجام داد، استدلال آنها اين بود كه: اگر نبوّت در خاندان بنى هاشم قرار داده شد، سزاوار نيست كه امامت نيز در ميان آنان باشد، در حالىكه نصوص و روايات پيغمبر اكرم كاملا بر اين نكته تأكيد دارد كه امامت پس از پيامبر در اهل بيت آن حضرت بوده و آنان همچون كشتى نوح و باب حطّه بوده و هم آنان امان امت از غرق شدن و گمراهى مىباشند.
اما همين استدلال پوچ و برنامهريزى درازمدت خط حاكم توانست اقدام آنان، در جهت كنار گذاشتن سياسى اهل بيت عليهم السّلام از مقامى كه براى آنان تعيين شده بود را به پيروزى برساند. سپس خط حاكم دست به اقدام ديگرى زده و نگارش و تدوين احاديث را ممنوع اعلام كرد تا بدين وسيله نگذارد احاديث