پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٥٩ - سياست مهتدى در برابر مخالفان
صالح به آنان گفت: من ديگرچه كارى مىتوانم انجام دهم؟ در حالىكه دو نفر از بدترين كسانى كه توانستم مأمور مراقبت از او نمودم. اما آن دو نفر در اثر مصاحبت با او از نظر عبادت و نماز و روزه به درجه بالايى رسيدهاند. من به آنها گفتم: مگر در اين مرد چه ديدهايد؟ آنان به من پاسخ دادند: چه مىگويى درباره مردى كه روزها را روزه مىگيرد و تمام شب را به قيام و نماز و عبادت به درگاه خداوند مشغول است؟ هيچگاه سخن نمىگويد و هيچ چيزى او را از ذكر و ياد خداوند غافل نمىكند. او كسى است كه چون به او نگاه مىكنيم همه اندام ما به لرزه درمىآيد و ترسى به دل و جان ما مىافتد كه قادر به كنترل خود نيستيم، هنگامى كه عبّاسيان اين سخن را از صالح بن وصيف شنيدند با نااميدى از نزد او بيرون رفتند[١].
مهتدى همواره حضرت امام عسكرى عليه السّلام را به قتل تهديد مىكرد. اين خبر به يكى از اصحاب امام عليه السّلام رسيده، در نامهاى به آن حضرت نوشت: سيّد و مولاى من، شكر خدا را كه او را از مشغول شدن به شما بازداشت و به من خبر رسيده است كه او شما را تهديد به قتل مىنمايد. اين در زمانى بود كه مهتدى عبّاسى به فتنه موالى مشغول شده و قصد در ريشهكنى آنان داشت. اما در اينجا مىبينيم امام عليه السّلام جواب دقيقى مىدهند كه در آن، آينده مهتدى عبّاسى را پيشبينى مىنمايند.
آن حضرت نوشتند: «ذاك أقصر لعمره، عدّ من يومك هذا خمسة و يقتل في اليوم السادس بعد هوان و استخفاف يمرّ به»
عمر او كوتاهتر از اين است كه چنين كارى انجام بدهد. از روزى كه نامه به دست تو مىرسد پنج روز بشمار و بدانكه وى در روز ششم با ذلّت و خوارى كشته خواهد شد[٢].
[١] . اصول كافى ١/ ٥١٢/ ح ٢٣ و به نقل از آن ارشاد ٢/ ٣٣٤، اعلام الورى ٢/ ١٥٠ و به نقل از ارشاد كشف الغمّه ٣/ ٢٠٤.
[٢] . اعلام الورى ٢/ ٣٥٦.