پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٥٢ - ١ معتز عباسى(٢٥٢ - ٢٥٥ ه ق)
شدن معتزّ را براى ما اينگونه پيشگويى كرده بود: «بر ابو احمد عبيد اللّه بن عبد اللّه داخل شدم و ديدم كه در پيش روى او نامه حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام قرار دارد كه در آن آمده است: من شكايت اين طاغوت سركش يعنى زبيرى- زبيرى لقب معتزّ بوده است- را به نزد خداوند متعال بردهام و [عذاب] خداوند متعال بعد از سه روز وى را خواهد گرفت. هنگامى كه روز سوّم فرا رسيد آن قضيه براى معتزّ پيش آمد و او به بدترين شكل به قتل رسيد[١].
ابن اثير ماجراى قتل معتزّ را اينگونه شرح داده است:
«گروهى از تركان بر معتزّ داخل شده، پاى او را گرفته و او را به درب حجره كشاندند و با چماق به جان او افتاده، لباسش را پاره كردند، آنگاه او را در همان خانه در مقابل آفتاب نگاه داشتند به حدّى كه وى از شدت گرماى آفتاب يك پا را بر زمين مىگذاشت و پاى ديگر را برمىداشت. در اين هنگام يكى از آنها به صورت او سيلى مىزد و او با دست خود از صورتش دفاع مىكرد، سپس وى را داخل حجره كرده، ابن ابى الشّوارع [قاضى] و گروهى ديگر را حاضر كرده و آنها را بر خلع او شاهد گرفتند، همچنين صالح بن وصيف را شاهد گرفتند كه به معتزّ و مادر و فرزندان و خواهرش امان دادهاند، آنگاه معتزّ را به دست كسى سپردند تا او را شكنجه كند، سپس او را سه روز از غذا و آب منع نمودند تا آنجا كه يك جرعه از آب چاه مىخواست اما به او ندادند، سپس وى را داخل سردابى كرده، درب سرداب را بر وى بستند و در آنجا ماند تا مرد»[٢].
سبب خلع معتزّ از خلافت اين بود كه وى به دليل ضعف مالى و خالى
[١] . كشف الغمّه ٣/ ٢٠٧ به نقل از كتاب دلائل.
[٢] . الكامل فى التّاريخ ٧/ ١٩٥- ١٩٦.