افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٣٢ - فقدان علم در موقع ولادت
سكون او مرگ آور است و لذا جمعى آن را به عقل و جمعى آن را به روح تأويل بردهاند. آيه هرچند صراحتى در ادراك ندارد ولى آيات ديگر چنين صراحت يا ظهورى قوىاى دارد و بحث آن طولانى بوده و در كتب ديگر نگارنده مذكور است و هنوز فهم آن محتاج به پيشرفت علوم است و تأويل جمعى از نظر اعتبار بى دليل و از نظر شرعى نا جايز است.
٣- مطلب عمده، آيا روح جنين در رحم مادر داراى هيچ علمى نيست و تنها در موقع ولادت استعداد قريب درك معلومات فطرى و ضرورى و استعداد بعيد علوم نظرى را دارد.
يك نظر اين است كه نوزادان در تمام دوران حضور در رحم مادر، درحالت بىحسى و بىهوشى بسر مىبرند؛ زيرا هم مغز خود جنين و هم آنچه كه جفت جنين را به وجود مىآورد، هورمونهاى بسيار قوى خواب آور توليد مىكنند.
از جمله اين هورمونها، ماده عصبى- استروئيدى- بيهوش كننده موسوم به «پرگنانولون» است، اين نظر بوسيله مار يافتيز جرالداز نيورستى كالج دانشگاه لندن مورد تأييد قرار گرفته است. او مى گويد به علّت وجود مقادير زياد مواد شيميايى سركوب كننده سلولهاى عصبى بيدار بودن يا هوشيار بودن جنين در تمام دوران شكلگيرى آن در رحم نا محتمل است. و همين نظريه مطابق ظاهر آيه معنون بحث ما است.
نظر ديگرى مىگويد حساسيت جنين طى سه ماه آخر دوران حاملهگى به اوج مىرسد و براى پذيرش هر گونه احساس منفى يا مثبت آمادگى دارد، در اين دوره است كه ترسها و هيجانات و ناراحتى هاى مادر از طريق دستگاه گردش خون به جنين منتقل و آثار آنها در روح او نقش مى بندد و سالها پس از تولّد بچه را متأثر مىگرداند بچههايى كه شبها در بستر خواب، بول مىكنند از اثر ناراحتيهاى مادر شان در دوران حمل است. دكتر «كروز» مى گويد بچه در دوره جنين نه يك تكه گوشت جاندار؛ بلكه شخصيت كاملى است كه خوب