افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٠٣ - نعمتهاى بى حساب خداوند
بخود را، دوست مى دارد. و محبّت به خدا مرحله پيشرفته ايمان به اوست و محبّان خدا مقام بالايى دارند.
سه: شكر گزارى و حمد و ثناى خداوند كه باز هم به نوبه خود سبب ترقّى مقام آدمى و مزيد نعمتهاى او مىشود «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ ..» (ابراهيم: ٧)[١] و در مجموع آدمى را از معصيت و نافرمانى بدور مىسازد و از آتش دوزخ بيمه مىشود (نورٌ على نور)
و امّا مدلول آيه كه در عصر ما- عصر ترقّى علم و كشف اسرار طبيعت- مبرهن و حتى تا حدى حسّى شده است بايد گفت نعمتهاى خداوند به سه گونه است:
١- نعمتهاى درون بدن مانند عوامل چند ميلياردى سلولها كه شب و روز كار مىكنند. و مانند اعضاى بدن و فوايد و مسؤليتهاى آنها كه در فيزيولوژى بيان شده است كه هر كدام آن دفتر معرفت كردگار است و اسرار حواس پنجگانه.
٢- نعمتهاى معنوى و روحانى از قبيل علم و قدرت و حيات و فكر و وجدان و ملكات نفسانى اخلاقى و معارف.
٣- نعمتهاى خارجى كه حيات و بقاى ما بر آنها توقف دارد، ما دقيقاً نمىدانيم كه تعداد اين نعمتها به هزاران يا به صدها هزار مىرسد و يا به ميليونها. آنچه تا كنون توسط علوم تجربى كشف شده خيره كننده عقول است، بلى بقاى وجود ما؛ بلكه تحقّق وجود ما بر شرايطى متوقّف است كه در گذشته ها كسى آن ها را نمى دانست، و آينده گان بر جهل ما به تعداد نعمتهاى ديگر افسوس مى خورند و هكذا.
تفصيل اين نعمتها در كتب علوم تجربى مذكور است كه شايد ذكر تفصيلى آن محتاج
[١] - ولى ما بايد بدانيم كه از شكر گزارى كامل نعمتهاى خدا عاجزيم زيرا اولًا همه نعمتهاى او را بر خود، تفصيلًا نمىدانيم؛ بلكه شكر اجمالى بايد بجا آوريم خود شكر نعمت، نعمت است كه شكر ديگرى مىخواهد و به اين ترتيب تسلسل لازم مىآيد كه احتمالًا اولين كسى كه متوجه اين جهت شد حضرت موسى( ع) بوده است.