افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩٥ - يقين
خدا و نبوت أنبياء و وقوع قيامت و فناى دنياى موجود و رفتن به بهشت و دوزخ مىباشد[١] تكليف إلهى را ترك كرده باشند. و از امتثال عبادات و يا مطلق اطاعت إلهى (بنا براين كه مراد از عبادت مذكور در آيه معنونه مباركه، اطاعت و فرمان برى مطلق احكام عبادى و توصلى باشد) بدور شده باشند.
به اتفاق همه مسلمانان متدين و تاريخ مسلّم آنان، مخاطب اين آيه «وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ» (الحجر: ٩٩) تا روز آخر عُمْر نماز را ترك نكرد و حتى آمدن مسجد و نماز جماعت را كه عمل مستحب غير لازم است ترك نفرمود، و حضرت على (ع) در نافله نماز صبح در مسجد ضربت خورد و با همان فرق شكافته نماز صبح را بجا آورد. حسين كه سيد جوانان اهل بهشت بود نماز ظهر روز عاشورا را بجا آورد و ساعتى بعد به شهادت رسيد.
طباطبايى در (تفسير الميزان) بيانى در علت عدم سقوط تكليف در دنيا دارد كه نه كامل است و نه مفيد يقين. اگر از همه چيز بگذريم مخاطب به اين آيه شخص پيامبر (ص) است و در فرضى كه مراد از يقين همان يقين به عقايد و عالم آخرت باشد كه خاتم الأنبياء والمرسلين آن را در حيات خود تحصيل نموده است. تنها بر او عبادات- و نه ساير احكام تكليفى توصلى- واجب نيست و دليلى بر سرايت حكم آيه به ديگران حتى اوصياى او وجود ندارد.
[١] - ممكن است مراد به يقين مرگ باشد يا آنچه درحين مرگ آدمى، حقايق جهان برزخ و حقانيت عذاب كفار و ثواب مؤمنين آشكار مىگردد و در نتيجه يقين به معاد پيدا مىشود كه مستلزم يقين به وجود خدا و وجود ملائكه عذاب يا ثواب و نبوت أنبياء و وصايت اوصياء و دين الهى مىگردد والله العالم. قول دوم كه مراد به يقين مرگ باشد به مشهور علماء نسبت داده شده است و مؤيد اين نظر آيه ٤٦ و ٤٧ سوره مدثر است« وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ، حَتَّى أَتانَا الْيَقِينُ المدثر: ٤٦ و ٤٧ دقت كنيد.