افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٣ - عجب
بيايد، وضع فرق كند و أكثريت مردم مؤمن و متدين شوند.
نگارنده مىگويد: حتى اگر چنين باشد حال أكثريت كفار تا زمان إستقرار مهدى چگونه تحليل شود؟
مضافاً بر اين، مدت إمامت مهدى مطابق روايات غير معتبره بسيار اندك است. و بعيد مىنماياند كه همه مردم كرهزمين در مدت مذكور مسلمان شوند، مگر اين كه گفته شود احاديث ضعيف السند إعتبارى ندارد.
ممكن است مدت إمامت إيشان بسيار زياد باشد و شرايط تبليغ و دعوت إنسانها بدين از شرايط زمان صاحب شريعت پيامبر خاتم النبيين (ص) و خلفاء و إمامان بر اساس اراده خالق بهتر وقوى تر باشد. و اين شرايط مخصوص زمان حيات مهدى نباشد و براى اوصياى مهدى و قائم مقامهاى إيشان نيز بماند. و همه اينها سبب إيمان أكثريت مطلق مردم آن زمان بگردد.
ولى اين إدعا هر چند ممكن است لكن مجرد احتمال است و دليل قاطعى ندارد، در حالى كه اراده خالق از إبتداى آفرينش إنسان تا امروز بنحوى بوده كه أكثريت از دين، بدور بودهاند؟ و همانطور كه گفته شد مطلب تحليل مىخواهد ممكن است بگوييد مشكله اين است كه أكثريت بى إيمان چرا به دوزخ بروند. ولى اين مشكله رئيسى نيست؛ زيرا اولًا هر كس بىإيمان باشد حتماً دوزخ رفتنى نيست، تنها دو دسته به دوزخ مى روند متعمدين لجبازو مقصرين، ولى دسته سوم كه بيشتر از اين دو دسته اند، قاصرين هستند كه بحكم عقل و قواعد عدليه مستحق عقاب نيستند و آيات قرآن اين حكم عقل را تأييد مىكند.
ممكن است بگوييد مشكله اين است كه أكثريت نمى خواهند كه به قانون عمل كنند. و جواب بدهيد كه عين اين مشكله در تدوين قوانين اساسى و قوانين دولتها نيز وجود دارد، ولى تمام دانشمندان تقنين قوانين را- رغم احساسات خود- لازم مى دانند.
لكن جواب شما ناقص است؛ دولتها قوه مجريه دارند و حتى المقدور بزور قوانين خود را