افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٨ - عقايد مسيحيت
«ما إيمان داريم به خداى واحد پدر، قادرمطلق، خالق همه چيزهاى مرئى و نا مرئى وبه خداوند واحد عيسى مسيح، پسر خدا كه ازپدر بيرون آمده، فرزند يگانه و مولود از او كه از ذات پدر است ...
او براى خاطر ما آدميان و براى نجات ما نزول كرد ومجسم شد و إنسانى گرديد و رنج برد و روز سوم بر خاست و به آسمان صعود كرد و خواهد آمد تا زندگان و مردگان را داورى نمايد ...»[١]
اين اعتقادنامه يك كلام فرعى دارد به آن متصل و متضمن لعنت نامه اى است از اين قرار:
«لعنت باد بركسانى كه مىگويند زمانى بود كه او و عيسى وجود نداشت و يا اين كه پيش از آن كه وجود يابد نبود يا آن كه از نيستى به هستى آمد ولعنت بر كسانى كه اقرار مىكنند پسر خدا از ذات يا جنس ديگرى است و يا آنكه پسر خدا مخلوق و يا قابل تغيير و تبديل است.»[٢]
همچنين «جان ناس»john B noos تصريح مىكند كه اين اعتقادنامه به اين صورت و بدين سرعت در أثر فشار امپراطور به تصويب رسيده است.[٣]
همچنين به دنبال اظهار نظر «نسطوريوس»Nesturius اسقف قسطنطنيه، كه از متكلمين نامى بود مبنى بر ردّ خدا بودن عيسى (ع) در سال ٤٣٠ شوراى عامّى زير نظر و فشار امپراطور روم شرقى تشكيل شد و در آنجا رسماً نسطوريوس را طرد كردند، اختلاف عقيده همچنان باقى بود تا اين كه درسال ٤٥١ م بار ديگر شورايى درشهر «كالسدون»Chalecedon در
[١] جان ناس، تاريخ جامع أديان، ترجمه على اصغر حكمت، ص ٤٢٥
[٢] . همان.
[٣] . همان.