افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٨ - قول عجيب تر در تسبيح كوها
مطلب هشتم:
قول عجيب تر در تسبيح كوها
قرآن در سوره أنبياء نسبت تسبيح را بكوهها ميدهد و نمىشود آن را تسبيح تكوينى دانست كه تسبيح تكوينى دائمى است و تسبح كوهها مخصوص به عشى و اشراق (شب و روز[١] دو وقت مخصوص است مگر اين كه تسبيح كوهها را به ايجاد تلفظ تسبيح در كوه از جانب خدا بدانيم كه يك نوع تأويل بردن و حتى خلاف عموم آتى قرآن است.
مطلب نهم: مهم ترين آيه كه تسبيح و حمد جميع موجودات جهان (ماسوى الله) را بنحو حصر بيان مىكند كه شامل سراسر انواع مخلوقات در همه كهكشانها و سموات مىشود آيه ٤٤ متقدمه سوره أسراء است كه به شماره ٦ ذكر كرديم.
مطلب دهم: در اين آيه يك مطلب تازه نيز استدراك شده كه شما (إنسانها) تسبيح أشياء را نمى دانيد، اين آيه تقريباً نص است كه مراد از تسبيح و حمد آنها تسبيح تشريعى خاص به استعداد وجودى آنها است كه براى ما قابل فهم نيست. نه تسبيح و حمد تكوينى كه هر دو قسم آن را عقلا و علماى إنسان مى دانند، بلى گفته شده كه كلمه تفقهون، بنحو ديگرى (يفقهون) نيز قرائت شده كه معناى آيه چنين مىشود: «هر چيز خداى خود را تسبيح و حمد مى نمايند ولى تسبيح خود را نمى فهمند» و اين جمله تسبيح و حمد تكوينى آنان را اثبات مى دارد، ولى آيه شماره دهم بنا بر اين كه طير هم در ذيل آن (كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ) داخل باشد، قرائت تفقهون ر اتقويت مىكند والله العالم.
مطلب يازدهم: تسخير جبال ممكن است تنها در معيت و همراهى با داود باشد تا اين كه تسبيح جبال اختيارى كوهها و مستند به علم آنها باشد ومؤيد أحتمال دومى، اين است كه در
[١] - وقت اشراق اضائه روز است. و عشى را بعد از زوال تا صبح گفتهاند. بنا بر اين احتمال اراده دوام وقت از اين دو كلمه مى رود، بلى داود ٢٤ ساعت تسبيح نمىكرد.