افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧١ - توكل پايگاه اصلى و عمومى مخلوق
سبب و علّت وجود داشته باشند كه همه به مسبّب الأسباب (سبب ساز و چاره ساز) واحد و إراده خالق بر مىگردد؛ يعنى قانون عام سببيت معلول إراده خالق قديم توانا و دانا است، كه حدوث و بقاى اسباب و مسبّبات به آن منتهى مىگردد «جل جلاله عظم شأنه و لا مؤثّر فى الوجود إلّا الله». «أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ» (الشورى: ٥٣) «وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ» (النور: ٤٢) و غير اين آيات لازم به تذكّر است كه هرچه وجود مخلوق وسعت و پيچيدگى بيشتر و استعداد وسيعتر داشته باشد إعتماد او بر مبدأ فياض از راه قانون سببيت عميقتر مىگردد.
إنسان كه در تكامل همه جانبه روحانى و علمى و اخلاقى و مادّى (با كثرت اقسامى كه قسم أخير دارد و مراتب متعدّدى كه قسم اوّلى (روحانى) در انتظار اوست نياز بيشتر به فيض او دارد و بايد پايگاه إعتماد خود را قوى تر احساس كند. و از اين جاست كه خداوند إعتماد و توكّل را از نظر تشريع بر او واجب گردانيده است. (آل عمران، ١٢٢- مائده ١١- توبه ٥١- يوسف ٦٧- ابراهيم ١١- زمر ٣٨- مجادله ١٠- تغابن ١٣- يونس ٨٤ وغيره).
ولى دوباره تأكيد مىكنم كه توكّل به معناى ترك اسباب نيست؛ بلكه مراعات آنست. قرآن كه مىگويد: «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ..» (الطلاق: ٣)؛ هركس بر خدا توكّل كند خدا كفايت كننده اوست. بازهم إرشاد مىفرمايد: «الَّذِينَ صَبَرُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ» (النحل: ٤٢)؛ آنانيكه مقاومت و صبر مىكنند و بر پروردگار إعتماد مىكنند. (عنكبوت ٥٩) صبر و توكّل مكمّل يكديگر اند. فايده توكّل اين است كه همه موانع شيطانى را از بين مى برد «إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ» (النحل: ٩٩) بلى إعتماد و صبر وسوسه هاى شيطانى را خنثى مىكند و نا اميدى را كه بزرگترين عامل شكست و ناكامى آدمى در مسير تكامل است، دور مىكند.
در پايان اين بحث كه مطالب زيادى دارد و ما به پاره كمى از آنها، در اين جا و در كتاب اخلاق اسلامى كه چندين مرتبه چاپ شده است اشاره كردهايم اين جمله محرّكه متبرّكه را