افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٤ - ضوابط تفسيرى
به هر حال هر كسى بگويد در قرآن نقيصه رخ داده به خود و به همه مسلمانها و به قرآن جفا نموده است. استغفر الله منه.
بله اختلافات قرائتها به شكل جزئى در قرآن وجود دارد. مانند قرائت مالك و قرائت ملك و امثال آن.
١٩- دانشمندان اهل سنت نسخ را بر سه دسته تقسيم كردهاند:
١- آياتى كه تلاوتشان نسخ شده، اما حكمتشان باقى است.
٢- آياتى كه حكمشان نسخ شده اما تلاوتشان باقى است.
٣- آياتى كه هم حكم و هم تلاوتشان نسخ شده است.
آنچه كه از نسخ به طور مسلم صحيح است قسم دوم است، چنانچه در مورد عده زن و شوهر مرده در قرآن آمده است. اما دو قسم ديگر آن اگر دليل، قاطعى بر آنها پيدا مىشود مىپذيريم و گرنه آن را قبول نداريم. قابل توجه است كه جمعى از علماى متوسط و كمتجربه گذشته كه از قواعد علم اصول فقه و علم رجال غافل بودهاند، آيت زياد قرآن مجيد را به آيات ديگر و يا به سنت منسوخ دانستهاند كه مسلما زعم و پندارشان غلط است. نسخ در قرآن مجيد بسيار كم است، هر چند تخصيص عمومات و تقييد مطلقات زياد است، و بحث اين موضوع مفصل است و اين رساله كوچك جاى آن نيست. غرض اين است كه نبايد تخصيص و تقييد و جمع دلالى به نسخ اشتباه شود.
٢٠- نزول قرآن مجيد بر هفت روايت به هيچ گونه مفهوم نمىشود، و حتى اعجاز فصاحت و بلاغت قرآن را از بين مىبرد:
لذا جمعى آن را نپذيرفتهاند و جمعى روايت آن را تأويل بردهاند. خواننده حقيقتطلب مىتواند بحث آن را در كتاب (نظره عايره الى الصحاح السته) بخواند.