افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣٢ - يك بحث علمى
بوسايل طبى و يا عقلى و يا عقلايى براى رفع أسباب مذكور مانعى ندارد.
خداوند إيمان و حُسن ظن ما را بخود زياد كند تا إطمينان پيدا كنيم.[١]
تنبيه
براى حصول آرامش قلبى موانعى وجود دارد كه بايد آنها را بر طرف كنيم.
١- بدگمانى به خدا و به زندگى آينده و حال (توكل بخدا) چاره آن ساز است.
٢- دنيا پرستى و حرص بماديات (قناعت)
٣- مراعات كردن قوانين زندگانى و زندگى از نظر دين و عقل. ولله الموفق.
يك بحث علمى
خيلى از صفات نفسى را قرآن به قلب نسبت داده است تا به جايى كه جمعى مىگويند مراد از قلب- غالباً- در قرآن همان نفس ناطقه است، ولى اين تاويل غير مجاز است، كه هر چيزى را كه نفهميديم تأويل ببريم؛ بلكه وظيفه اقرار بجهل است و توقف از اظهار نظر.
لكن در مورد إطمينان بايد بفهميم كه در هفت آيه به قلب و قلوب (دل ودلها) نسبت داده شده، ولى در يك مورد (فجر آيه ٢٧) به نفس نسبت داده شده است: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً» (الفجر: ٢٧- ٢٨)؛ با دقت در اين آيه دو احتمال به وجود مىآيد:
اول: كه قلب به معناى نفس باشد؛ يعنى قلب غالبا بمعاى نفس در قرآن إستعمال شده وصفات نفسانى به آن نسبت داده شده و گاهى به معناى لغوى خود- كه عضو حساس بدن فيزيكى مىباشد- إستعمال شده است مانند: «فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ (الحج: ٤٦)
[١] - إطمينان قائم بروح است ولى بين روح و قلب( دل) رابطه اى وجود دارد كه هنوز كشف نشده و لذا تپش قلب در مواقع دلهره بيشتر مىشود احتمالا آوردن قلوب بجاى نفوس بجهت حسى بودن همين تپش قلب باشد. والله العالم.