افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣١ - فوايد ياد خدا
حرفهاى مرا اصلَا نشنيده است. از من بسيار عاجزانه و مصرانه خواست كه براى رفع مشكله او دعا كنم.!!
او مشكله بزرگ خود را با غم و اندوه عميق مفصلَا بيان كرد كه خلاصه آن اين بودكه: سال آينده عروسى دخترم بر پا مىشود و من بسيار علاقه دارم كه با شكوه بر پا شود و هيچ حادثهاى (؟) رخ ندهد و آبرومندانه باشد!! ممكن است شما اين تشويش اين مرد را احمقانه بدانيد ولى او و تشويش او هر چه باشد منحصر به او نيست، خيلى از افراد به اين گونه تشويشهاى گوناگون گرفتارند كه خانههاى مجلل و سرمايههاى خوب و موقعيتهاى اجتماعى نمىتواند جلو آن تشويشهاى جانكاه را بگيرد!![١] در عصر ما تشويشها و پريشانىها و ناراحتىهاى روانى و فيزيكى بسيار زياد است ولى اگر بخداوند حُسن ظن و گمان خوب داشته باشيم و برحمت او اميد وار باشيم و مهم تر اين كه او را در دل وجان ياد كنيم و معتقد باشيم كه او رحيم و مهربان و حكيم است و او سعادت ما را مىخواهد و ناراحتىها همه اجر و پاداش دارد و اساساً پاره اى از آنها بصلاح دين و دنياى ما است وضع مبتلايان ما، حالت ديگر پيدا مىكند و آرامش خوبى به اندازه ياد ما از خدا- كماً وكيفاً- به دلما راه مىيابد.
گاهى پاى يك نفر در أثر تصادم ماشين قطع مىشود، درد فيزيكى آن در نفس مؤمن و كافر و يا مسلمان غافل از خدا يكى است ولى از نگاه روانى بين اين دوتن خيلى فرق است، كافر و غافل آن را چانس بد و تيره بختى خود مىداند و شديداً اندوه گين مىشود، ولى مؤمن آن را وسيلهاى براى اصلاح حال خود يا رفع درجات و يا آمرزش گناها و يا تخفيف مجازات مىداند و ناراحتى روانى او خفيف مىشود و در پايان ذكر اين نكته لازم است كه مطالب بالا منافاتى با وقايه و چاره انديشى در جلو گيرى أسباب مذكور ندارد و نيز توسل
[١] . من بخانه اين مرد بطمع كمك او به جهاد و مجاهدين افغانستان رفته بودم ولى از طرز تفكر و حالت روحى بد او، چيزى نگفتم از خانه اش بيرون شدم خداوند زحمت هاى همه مخلصين به جهاد را بفضل و كرمش پاداش بدهد.