افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٤ - سجده والدين و برادران يوسف
وَ لا لِلْقَمَرِ وَ اسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ» (فصلت: ٣٧)؛ ممكن است بگوييم شمس و قمر خصوصيت ندارد، سجده براى مطلق مخلوقات مورد نهى قرار گرفته. و ممكن است گفته شود سجده ممنوعه و منهيه براى خورشيد و ماه از نوع اول است. و لذا آيه تصريح مىكند كه: (وَ اسْجُدُوا لِلَّهِ) و ظاهر نظم و سياق آيه اين است كه: هر دو سجده از يك نوع است. و مىشود سجده مردم «سبأ» را براى خورشيد در قلمرو حكومت بلقيس از نوع عبادت دانست «وَجَدْتُها وَ قَوْمَها يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ ..» (النمل: ٢٤)
به هر حال مىشود سجده تعظيمى را بدليل ارتكاز متشرعه[١] حرام دانست، حتى اگر كسى آن را بقصد احترام پدر، يا پييامبر، يا عالم دينى أنجام دهد باز هم حرام است.
قابل ياد آوريست كه سجده حرام چه مستلزم شرك باشد و چه نباشد حرمت آن مشروط به شرايط واجبه سجده نماز نيست؛ بلكه صدق عرفى سجده بر سر پايين كردن به زمين كفايت مىكند.
در عروة الوثقى مىگويد: و حقيقت آن گذاشتن پيشانى بر زمين است. ولى در حرمت سجده گذاشتن آن اولًا بر أجسام زمينى؛ مانند ظرف و فرش مثلا هم كفايت مىكند. و بعيد نيست فرود آوردن پيشانى تا نزيك زمين بدون گذاشتن آن بر زمين و فرش و ظرف و غيره در صدق سجده كفايت كند. باز هم فقيه يزدى در وجه حرمت سجده در كتاب عروة الوثقى مىگويد: سجده آخرين درجه خضوع است، پس مخصوص مىشود براى كسى كه در نهايت كبرياء و عظمت باشد. و كسى از معلقين بر او ايراد نگرفته است.
اين استدلال حرمت شرعى را إثبات نمىتواند؛ بلكه دليل حرمت ارتكاز متشرعه مىباشد.
سپس اين فقيه متبحر و مشهور مىفرمايد: و سجده ملائكه براى آدم نبوده؛ بلكه آدم قبله ملائكه بوده، چنانچه سجده يعقوب و فرزندان او براى يوسف نبوده؛ بلكه سجده شكر براى
[١] - و روايات مانعه غير معتبرة السند را مؤيد اين ارتكاز دانست.