افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٤ - كثافت باطن آدمى به كجا مى رسد
(از) شياطين إنس و جن قرار داديم كه بعضى به ببعضى ديگر آهسته (در حق او) دروغبافى مىكنند. اگر پروردگار تو اراده (تكوينى و إجبارى) مىكرد اين كار را نمىكردند آنان و افتراى آنان را بگذار.
دقت كنيد كه مراد اين نيست كه خداوند اين دروغ بافى و باطل به اراده تشريعى و يا به اراده تكوينى عادل حكيم از آنان خواسته است؛ بلكه اين جعل و قرار داد ناظر به طبيعت آلوده و معصيت كار آنان است كه از إختيار و اراده پليد خود آنان صادر مىشود، هر معصيت آثار طبيعى دارد ولى در جها ن هستى آثار و لوازم خوب و بد همه عقايد و أعمال خوب و بَد به اراده پرودگار صورت مىگيرد وكسى در خالقيت شريك نيست.
و اين كار نه مستلزم جبر است و نه مخالفتى با حكمت خداوند دارد.
و بعبارت ديگر قانون سببيت و مسببيت بر جهان ماده و بالاتر بر تمام موجودات امكانى طبق اراده حق حكومت مىكند و هر معلول و أثر به علت و مؤثر قوى مى پيوندد. و اين پيوند باذن و جعل و خلقت و إيجاد و اراده پروردگار است. و در سراسر عالم، نه جبر است و نه تفويض[١]؛ بلكه امر بين الامرين است.
خوانند عزيز: اگر آنچه كه در همين عنوان وجاهاى ديگر اين كتاب نوشتم بطور صحيح بر اساس قواعد علم كلام و فلسفه بفهمد در سراسر قرآن در فهم آيات دچار تنافض گويى نمىشود ونورى است كه آيات را به تمام معناى كامل آنها مى فهمد. والتوفيق من الله.
و از همين باب است اين دو آيه ديگر: «يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ» (الأنعام: ١٢٥) «وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ» (يونس: ١٠٠)؛ پليدى بر افراد بى إيمان و بى عقل دو نافهم وارد مى سازيم و يا قرار ميدهيم.
جمعى به إختيار خود از إيمان آوردن بخدا و از تعقل كردن در إنتخاب زندگانى خود به
[١] - در اعمال اختياى ونيز در عالم تكوين. لاحول ولاقوة الا بالله.