افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٢ - آيات از قرآن در اين زمينه
نگارنده از مجموع آيات وارده درنفس و قلب به اين گمان مىرسد كه بين نفس و قلب فيزيكى كه در سينه چپ قرار دارد و تلمبه مى زند، رابطه اى بر قرار است كه تا هنوز نه از نظر عقلى و نه از نظر طبى و فيزى لوژى اين رابطه اثبات نشده، و همين رابطه سبب شده كه پاره از صفات نفس- روح مجرد- به قلب (دل فيزيكى) مجازاً نسبت داده شده است و حتى گاهى يك صفت مانند اطمينان هم به قلب نسبت داده شده و هم به نفس (فجر ٢٧- مائده ١٣- انفال ١٠ و بقره ٢٦٠ و نحل ١٠٦)
راغب در مفردات خود مىگويد: و قلب انسان به اين جهت به اين نام ناميده شده كه بسيار تقلب (تصريف) دارد و يعبّر بالقلب عن المعانى التى تختص به من الروح و العلم و الشجاعه و غير ذالك.
وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ را به ارواح تفسير نموده ولى اين تفسير او اشتباه است روح داخل بدن نيست؛ بلى اثر روح كه حيات باشد از كف پا تا سر وجود دارد و حيات به گلوگاه مىرسد.
به هر حال راغب كلمه قلوب را در آيه: وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِى فِى الصُّدُورِ را به معناى عقل از بعضى و به معناى روح از بعضى ديگر نقل كرده كه هر دو نظر غلط است؛ چون عقل قائم به روح است نه موجود در سينه و روح نيز در سينه نيست (دقت كنيد)
خلاصه آنچه كه امروز ما مى دانيم اين است كه دل (قلب فيزيكى) مانند ساير اجزاى بدن فاقد صفات اخلاقى و عقلى است. و نفس ناطقه و روح انسان يكى است و همان حقيقت انسان است كه در برزخ و قيامت نيز باقى و حاضر است و بدن در كمال و كاميابى و نقص و ناكامى روح تأثير زيادى دارد و همه صفات آدمى- به استثناى صفات جسمانى او- قائم به روح و نفس مجرد انسان است والله العالم بحقائق الامور و ما اوتيتم من العلم الا قليلًا و ما تسليم مراد واقعى قرآن مجيد هستيم و از سهو و جهل و غلط خود از خداوند غفور و رؤف استغفار و