افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣١ - آيات از قرآن در اين زمينه
سينهها است و دو آيه اول معناى لغوى آن مراد نيست؛[١] بلكه كنايه است از شدت حال و أمثال آن، است و دل گوشتى هيچگاه به حنجره نمىرسد (دقت شود) و راغب در مفردات قلب را به روح تأويل برده كه احتمالا خيلى اشتباه است؛ ولى آنچه كه به گلوگاه مىرسد روح نيست؛ بلكه پرتو آن است كه حيات و زندگى نام دارد والله العالم.
احتمال دوم: اين است كه مراد از قلب در همه موارد و يا اكثر موارد مستعمله قرآن روح مجرد و نفس ناطقه است و اين معنا بسيار مناسبت دارد با پاره اى از صفات و أعمال و احوالى كه قرآن آنها را به قلب نسبت داده است و از صفات نفس نيز شمرده است مانند اطمينان و غيره.
آيات از قرآن در اين زمينه
أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِما كَسَبَتْ ... (الأنعام: ٧٠)
وَ لا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَيْها ... (الأنعام: ١٦٤)
وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ... (يونس: ١٠٠)
وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ (يوسف: ٥٣)
وَ وُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِما يَفْعَلُونَ (الزمر: ٧٠)
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ، ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً (الفجر: ٢٧ و ٢٨)
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها ... (البقرة: ٢٨٦)؛ كلمه نفس در قرآن زياد است و يك مرتبه كلمه نفوس نيز ذكر شده است و شايد كلمه نفس و انفس غالباً به معناى كلمه (خود) فارسى آمده است و گاهى احتمالًا به معناى مبدء شهوت و غضب آمده، مانند: إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ ... (يوسف: ٥٣)، و گاهى به معناى نفس ناطقه و روح و آنكه مكلف است و خوب و بد از او صادر مىشود.
[١] - ولى مع الوصف نسبت كظم و تشويش به قلب داده شده.