علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٤٤
اعتماد فردی از مشایخ بر شخصی، نشانه معتمد بودن وی است؛ همانگونه که همین ظاهر سخن نجاشی و حلّی در مورد ابن قتیبه است. و اگر پارهای از مشایخ بر فردی تکیه کنند، بالخصوص وقتی آنان عدالت را شرط بدانند و أخبار راویان مجهول را نپذیرند، بی تردید، حاوی اعتماد قابل توجّه و بلکه وثاقت است[١].
ـ سید بحر العلوم (م١٢١٢ق)، پس از ذکر روایتی که در سند آن ابن قتیبه قرار گرفته، مینگارد:
به گفته نجاشی وی محل اعتماد کشّی و رفیق فضل بن شاذان و روای كتب وی است، و ابن طاووس و حلّی، تصریح به صحّت حدیث وی کرده اند، از این رهگذر، حدیث مورد نظر صحیح به شمار میآید[٢].
ـ أبوعلی حائری (م١٢١٦ق) در ابتدا به نقل از مدارک الأحکام، عدم وثاقت ابن قتیبه را نقل کرده و سپس به نقل از علّامه حلّی، یوسف بحرانی و کاظمی، مولّف المشترکات توثیق وی را گزارش کرده و تصریح کرده كه تفاوت قايل شدن بین ابن قتیبه و شاگردش ابن عبدوس در وثاقت شاگرد و نه استاد، گفتاری تحکّم آمیز و بر خلاف قراین است[٣].
ـ میرزای قمی (م١٢٣١ق) مینویسد:
از عبارت حلّی در مختلف الشیعة و تحریر الأحکام و سخن شهید ثانی در مسالک توثیق ابن قتیبه تحصیل میگردد. به علاوه، به گفته نجاشی وی محل اعتماد کشّی نیز هست[٤].
[١] . مختلف الشیعة، ج ٣، ص ٤٤٨؛ مدارك الأحكام، ج ٦ ، ص ٨٧؛ملخص المقال، ص١٥٦، ش١١٥٤.
[٢]. کتاب الرّجال، ش ١٠٨٤.
[٣] . ایضاح الفوائد، ج٤، ص٨٠ .
[٤] . مسالک الأفهام، ج ١٠، ص ١٦.