علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٣٦
ب. اگر جمله «و أذن فی الرّوایة بعد موته» به وسیله ابن قتیبه جعل شده و به نوعی ناشی از سوء نیت وی باشد. پس چرا کشی ـ که جزو رجال شناسان و نقادان فرازمند است ـ به گزارش این بخش پرداخته و آن را ساختگی قلمداد نکرده و در سراسر کتاب رجالش به احادیث ابن قتیبه استناد و اعتماد کرده است. اگر ابن قتیبه ، با انتساب آن جمله به فضل قصد داشته، مجوزی برای نقل روایات محمد بن سِنان به دست آورد، میتوانست صدر روایت را - که حاوی جرح و مذمت ابن سنان است ـ گزارش نکند و به سینه تاریخ نسپارد. آیا گفتار فضل بن شاذان در نپذیرفتن اخبار ابن سنان جز به وسیله ابن قتیبه روایت شده است؟ اگر وی ثقه و عادل است، که به بخش نخست منقول وی، یعنی «ردّوا احادیث محمد بن سنان» در عدم پذیرش روایات ابن سنان ، تمسّک میشود، چرا به «و أذن فی الرّوایة بعد موته» در ذیل گفتارش ـ که فضل جواز نقل روایاتش از ابن سنان را به پس از مرگ خویش موکول کرده ـ نتوان اعتماد کرد. محمد بن سنان متهم و متشخص به غلو و مبالغه در حقّ ائمه بوده است و فضل بن شاذان ـ که چندین تألیف در ردّ بر غلات دارد ـ موافق نبوده که در دوران زنده بودنش روایاتش منسوب به یکی از غالیان باشد[١].
ج. کسی که به سنجش و مقایسه بین مسائل ابن سنان و علل ابن شاذان بپردازد، به شباهتی بین محتوای آن دو مواجه نخواهد نشد[٢].
[١]. رجال الطّوسی، ش٦٢٨٨؛ فهرست الطّوسی، ش٦١٥؛ رجال النّجاشی، ش ١٠١٨.
[٢]. كمال الدّین، ص ٢٣٩، ح ٦٠ .