علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٣٣
مجهول بودن وی، ٣. اختلاف رجالیان متقدم شیعه، همانند كشّی، نجاشی و طوسی در توثیق و تضعیف راوی[١]. بنا بر این، از مبانی وی این است اگر شخصی همانند ابن قتیبه در نزد رجال شناسان شناخته شده باشد و از سوی دیگر، جرح و طعنی در بارۀ با او نقل نشده باشد، روایت نقل شده به وسیله او، اگر دارای معارضی نباشد، حجّت و مورد قبول واقع میشود؛ به عنوان نمونه او در شرح حال أحمد بن إسماعیل بن سمكة بن عبدالله مینویسد:
هیچ یک از علمای ما در وثاقت او تصریحی ندارند، چنان كه جرح و طعنی هم درباره وی نقل نشده است. بنا بر این، روایات او، در صورتی كه معارضی نداشته باشد، مورد پذیرش قرار میگیرد[٢].
در مبنای علّامه حلّی شناخته شده بودن شخص راوی نزد آشنایان به رجال و سند أحادیث، نقش مهمی دارد. به نظر او، اگر شخصی مشهور نباشد، به صرف در دسترس نبودن جرحی دربارۀ او نمیتوان به عدالت یا وثاقت او حكم داد؛ به عنوان نمونه او در باره حسن بن سیف بن سلیمان تمار مینویسد:
ابن عقده از علی بن حسن بن فضّال گزارش میدهد كه وی ثقه است، اما من دربارۀ او مدح و یا قدحی از طریق دانشمندان خودمان، غیر از آنچه نقل شد، نیافتم. بنا بر این، بهتر است كه در آنچه حسن بن سیف نقل میكند و همراه نقل او نقل دیگری نداریم، توقف کرده و بدان عمل نكنیم، مگر این كه عدالت او به طور قطع ثابت شود[٣].
[١]. من لا یحضره الفقیه، ج٤، «المشیخه»، ص ٤٥٧؛ علل الشرایع، ج ١، ص ٨، ٥٩، ١٥٨، ٢٤٥؛ ج ٢، ص ٥٦٨؛ كمال الدین و تمام النعمه، ص٣٣، ٢٨٧، ٣٤٢، ٣٧٨، ٤١١، ٤٣٣، ٤٨١، ٤٨٢؛ التوحید، ص ٧٦، ٢٦٩، ٤١٦؛ عیون أخبار الرضا، ج ١، ص١٠٩، ١١٩؛ ج٢، ص١٠٦.
[٢]. التوحید، باب ٥٨، ح ٣؛ بحارالانوار، ج٥، باب ٦ ، ح ١٠؛ ج ٢٣، باب ٧، ح٧٥.
[٣]. بحارالانوار، ج ٢٣، ص ١١٠، ح ١٦.