علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٠٨
معتبر شمرده شود و ایرادی بر اخذ آنها نباشد؛ هر چند که از ضعیف یا مجهول روایت کنند و یا آن که مرسل باشد.[١]
پس تصریح کرده که اخذ روایات آنها الزامی نیست و فقط این امر برای دفع شبههای است که انحراف آنها را مانع از اخذ روایتشان میداند و این امر برای دفع این توهم وارد شده است. به عبارت دیگر، این امر پشت سر تو هم حظر صادر شده است. بنا بر این، بر لزوم، حتی بر جواز دلالت نمیکند؛ مانند قول خداوند: «واذا حللتم فاصطادوا» که امر به صید بعد از خروج از احرام است و برای بیان اباحه است. این معنای روایت است که دیگران نیز بدان اشاره کردهاند.
بدین ترتیب، عدم وضوع دلالت حدیث به معنایی که محدث نوری و شیخ انصاری گفتهاند، آشکار گردید؛ بلکه شاید ظهور حدیث در معنای دیگر بسیار واضحتر و آشکارتر باشد.
نتیجه
از آنچه گفته شد، نتایج زیر به دست میآید:
١. روایت از منفردات شیخ طوسی در کتاب الغیبة است و در مصادر دیگر نیامده است. این بدان معناست که روایت از جهت مصدری شاذ است.
[١]. دستاورد از روایت: تمامی کسانی که بنی فضال از آنها روایت کردهاند، ثقهاند؛ بدین استدلال که: امام دستور داده تمامی مرویات بنیفضال اخذ شود. پس تمامی آنها حجتاند. از آنجا که بین روایات بنیفضال از جهت راویان آنها تفصیلی قایل نشده، پس تمامی کسانی که بنیفضال از ایشان روایت کردهاند، ثقهاند؛ که اگر چنین نباشد، همه روایات آنها حجت نخواهند بود.