علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٠٦
آنچه گفته میشود که سند تا بنیفضال صحیح است و ما مأموریم که روایات آنها را اخذ کنیم، آشکار نیست. معنای امر به اخذ آنچه روایت کردهاند، در مقابل ترک آنچه دیدگاه آنان است، فقط توثیق آنهاست و اخذ روایاتشان در صورتی پذیرفته است که از امام و یا به نقل از ثقهای از امام روایت شود، وگرنه اخذ مرسلات آنها و یا آنچه از ضعاف روایت کردهاند، مقبول نیست. ترک در اینجا رد روایات آنها نیست، بلکه ترک روایات ضعیف است.[١]
پس ایشان امر به اخذ روایات ایشان را بر جواز حمل کردهاند، نه لزوم. از این رو، لزومی به اخذ روایات مرسل یا روایت شده از ضعفا نمیبیند. این مطلب از سخنان آیت الله خویی نیز ـ که در جاهای زیادی از کتابهایشان ذکر شده ـ استفاده میشود:
٣. آیت الله خویی در کتاب الصلاة میگوید:
و قد یصحح الروایة بأنها و ان کانت مرسلة الا ان فی سندها الحسن ابن علی بن فضال و قد أمرنا بالأخذ بروایات بنی فضال لما ورد: «خذوا ما رووا و ذروا ما رأوا » و من جملة روایاتهم هذه المرسلة فلا مناص من العمل على طبقها. و یدفعه: أن هذه الدعوى و ان صدرت عن شیخنا الأنصاری «قده» فی أوائل کتاب الصلاة الا انها من غرائب الکلام و ذلک لأن بنی فضال لیسوا بأعظم مقاما من رواتنا الأعاظم و الأجلاء کزرارة و محمد بن مسلم و اضرابهما من أکابر الفقهاء و عدول الرواة و قد مر غیر مرة انا لا نعتمد على روایاتهم فیما إذا کانت مجهولة أو ضعیفة أو مرسلة فما ظنک بهؤلاء! فإنهم مهما بلغوا من الوثاقة و العظمة لا یبلغون من هو فی أدنى مراتب العدالة فضلا عن کبراء العدول و فقهاء الرواة.
و مما یزید فی الوضوح: ان بنی فضال قبل انحرافهم عن الصواب کانوا لا تقبل منهم روایاتهم فیما إذا کانت مرسلة أو ضعیفة و نحوهما فکیف بما بعد انحرافهم؟ و لا یحتمل ان یکونواـ بعد الانحراف ـ بأعظم مقاما و أرقى منزلة عن أنفسهم ـ قبل الانحراف ـ و هل بالانحراف ازدادت وثاقتهم و جلالتهم حتى بلغوا مرتبة لا یمکننا رد روایاتهم و لو کان فی إسنادها مجهول أو ضعیف أو کانت الروایة مرسلة؟
[١]. خاتمة المستدرک، ج ٥، ص ٢٤٨ - ٢٥٠.