علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٩٦
را از کتاب او اخذ کرده است؛ بدین دلیل که سند را با او آغاز کرده است. و امام عسکری در حدیثی نزدیک به صحت دستور فرموده که کتب بنی فضال اخذ شود؛ افزون بر آنچه در ترجمه علی بن فضال از مراتب وثاقت و احتیاط او در روایت ذکر شد.
اینها نمونههای از تأثیر روایت یاد شده بر اقوال علما در رجال، اصول فقه و فقه بود.
نگاهی تاریخی به دیدگاههای یاد شده
اگر ما به دیدگاههای یاد شده نگاهی تاریخی بیفکنیم، در مییابیم که این دیدگاه، در کتب حدیث، نخستین بار، پس از شیخ طوسی از سوی شیخ حر عاملی (١٠٣٣ ـ ١١٠٤ ق) طرح گردید و علامه مجلسی (م ١١١١ ق) آن را دنبال کرد. هر دوی این عالمان دارای سلوک اخباری بوده و همعصرند و در قرن دوازدهم میزیستهاند.
اما در عرصه اصول فقه، آنگونه که میدانیم، نخستین کسی که بدین حدیث استدلال کرده، محقق نراقی است و تا آنجا که آگاهی یافتیم، اولین کسی که به این حدیث در فقه استناد کرده، شیخ محمد حسن نجفی، صاحب جواهر است و سپس شیخ انصاری چنین استدلال کرده است. تمامی اینان از علمای قرن دوازدهم و سیزدهم هستند و ما اثری از استدلال به این حدیث در کتابهای علمای قبل از قرنهای یاد شده نمییابیم. نکته قابل توجه این است که این حدیث، طی قرون متمادی مورد توجه فقها، محدثان و اصولیان نبوده است. پس چگونه علمای قرن دوازدهم و پس از آن، بدان اقبال نشان دادهاند؟ آیا قابل تصور است که تمامی فقها، محدثان و اصولیان گذشته از این روایت غفلت کردهاند و تنها علمای متأخر از آن