علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٢٧ - روش شناسی منهاج «البراعة فی شرح نهج البلاغة»
و وجود ذرّهای انسان (طینت یا بدن ذرّهای) صورت میپذیرد. روایات اسلامی به این نکته تصریح میکنند و در ادامۀ بحث به ذکر بعضی از آنها میپردازیم.
ب. نکتۀ لطیفترِ دوّمِ این تشبیه و مقایسۀ قرآنی، در بارۀ چگونگی بازسازی و احیای ابدان اخروی است. مطلبِ قابلِ توجه و تعمّق در این مقایسه، آن است که در آیات پیش، نحوۀ این کار، همانند روییدن گیاه به وسیلۀ باریدن باران بر زمینِ مرده معرفی شده است. بسیاری از مفسران گفتهاند که مقصود از تشبیههای مزبور، فقط نشان دادن نمونههایی برای قدرت الهی است؛ یعنی خدایی که قادر است از خاک مرده، انسان و گیاه زنده بیافریند، همو بر احیای مجدّد انسان از خاک بیجان تواناست. اما به نظر میرسد که آیات بالا، علاوه بر دلالت بر قدرت پروردگار، با تعبیر «کذلک» ـ که نشانۀ همانندی است ـ به نکتهای والاتر و زیباتر نظر دارند که همان شباهت واقعیِ احیای مردگان به رویش گیاه است و احادیث معصومان به روشنی بر این مقایسه و شباهت تأکید میکنند؛ یعنی آن چه به صراحت، از روایات در بارۀ کیفیت شکلگیریِ بدنهای اخروی به دست میآید، این است که همان گونه که با نزول باران، بذر گیاه
در دل خاک، مواد لازم را جذب و به تدریج رشد میکند و پیکرۀ آن شکل میگیرد، در قیامت نیز خداوند، پس از آن که با نفخ صور اول، هرگونه حیاتی را به طور مطلق بر روی زمین از بین برده است، با فرستادن بارانی خاص، ـ که در برخی روایات، باران حیات یا آب حیات خوانده شده است ـ زمین مرده را دو باره بارور و حیاتْپذیر میکند و طینت اوّلیه و بدن ذرّهای هر انسان ـ که برخلاف بدن مادری به قدرت الهی از تجزیه و تلاشی مصون مانده است ـ همانندِ بذری انسانی مواد خاکی را در بستر زمین به خود جذب مینماید و به مرور، پیکرۀ آدمیان در زیر خاک کامل میشود و سپس در اثرِ نفخ صور دوم و زلزلۀ حاصل از آن، به تعبیر قرآن و حدیث، خاک زمین از روی آنان شکافته میشود و بدنشان بیرون میافتد و با دمیده