علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١١ - اقسام بدن انسان و نقش آنها در دنيا ، برزخ و قيامت
بعضی، این حکایت را چنین معنا کردهاند که کلام علی در تصدیقِ سخنان دختر ابیحثمه، استفهامی بوده است و در حقیقت، ایشان از واقعیتِ آن اوصاف سؤال کردند؛ چنان که شهید مطهری آورده است:
ولی برخی از متتبعین عصر حاضر، از مدارک دیگر غیر از طبری داستان را به شکل دیگر نقل کردهاند و آن این که علی پس از آن که بیرون آمد و چشمش به مغیره افتاد، به صورت سؤال و پرسش فرمود: آیا دختر ابیحثمه آن ستایشها را که از عمر میکرد، راست می گفت؟[١]
و بالاخره بعضی نیز تصدیق امام را تنها در مورد بخشی از جملات ذکر شده، پذیرفته و نسبت به بقیة آن انکار کردهاند؛ چنان علامه شوشتری گفته است:
اما آن چه که ابن ابی الحدید از طبری نقل کرده است ـ با آن که روایتِ مخالف فی حدّ نفسه غیر مقبول است ـ چیزی از آن فهمیده نمیشود، جز آن که امام از سخنان دختر ابی حثمه، تنها جملۀ «از خیر خلافت بهره برد و از شرّش نجات یافت» را تصدیق نمود... اما باقی جملات افترا و تهمت است که یا از روی عمد به امام نسبت داده شده است و یا به خاطر کلام امام که فرمود: «همانا دختر ابی حثمه راست گفت»، گمان کردند که به تمام سخنان دختر ابی حثمه بر میگردد. [٢]
با توجه به مطالب بیان شده، چنین مینماید که اصل تصدیق امام نسبت به سخنان دختر ابی حثمه، مورد قبول صاحبنظران واقع شده است و تنها در تأویل و توجیه و یا وسعت و ضیق معنا اختلاف نظر وجود دارد، در حالی که نقلِ
[١] . النهایة فی غریب الحدیث و الاثر، ج٣، ص٢٩٧.
[٢] . چنان که یکی از معیارهای پذیرفته شده نقد الحدیث، مخالفت با مبانی و باورهای مذهب است و این قاعده میتواند حتی احادیث صحیح السند را نیز مخدوش کرده و زیر سؤال ببرد.