علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٣٣
مباحث کلامی و فلسفی و... پرداخته است.[١] همچنین در برخی موارد، در این بخش به ارائه نقطه نظرات دیگر شارحین و همچنین ادبا و لغویون پرداخته است؛ مثل شرح لغت «المراح» که به اختلاف نظرات شارحین و... میپردازد.[٢]
تطویلگویی در شرح خطبهها
شارح در شرح اغلب خطبهها بیش از حد به توضیح سخنان میپردازد؛ چنان که از شرح نهج البلاغه خارج میشود؛ به عنوان نمونه در خطبه ٢٣٦ به شرح جریان واقعه صفین به تفصیل سخن رانده که نیازیی به این تفصیل نبود.[٣] البته شارح به این اطاله کلام اشاره کرده و آن را خالی از فایده نمیداند.[٤] چنان که گذشت، این زیادهروی در نقل در مطالب کلامی و تاریخی بیشتر به چشم میخورد.
بیان مطالب استطرادی در ضمن شرح
شارح گاه به مباحثی میپردازد که خارج از بحث مورد نظر در متن نهج البلاغة است؛ به عنوان نمونه در مباحثی که به تفسیر آیات قرآن در شرح نهج البلاغة میپردازد، شارح به گونهای به شرح و تفسیر آیات پرداخته که حجم زیادی از شرح را گرفته و از شرح نهجالبلاغه بودن خارج گشته، همچون خطبه اول، آنجا که امام در باره سجود ملائکه در برابر آدم، یا اغوای آدم توسط ابلیس و دیگر مطالبی از این دست، خطبهای ایراد کردهاند، شرح را (توسط آیات سوره بقره، اعراف و...) به
[١]. به عنوان نمونه ر.ک: همان، ج ٩، ص ٣٠٩.
[٢]. به عنوان نمونه ر.ک: همان، ج ٤، ص ١٩٤؛ ج ٤، ص ٢٠٣؛ ج ٥، ص ٣٢٧ و... .
[٣]. به عنوان نمونه ر.ک : همان، ج ٤، ص ٦٨؛ ج ٩، ص ٥٤؛ ج ١١، ص ٤٠٢ و... .
[٤]. به عنوان نمونه ر.ک: همان، ج ٤، ص ٣٣٣.