علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤١٨
از این دست نمونه ها در منهاج البراعة به فراوانی میتوان یاد کرد.[١]
شارح از نکات بلاغی نیز فروگذار نکرده است. وی در موارد بی شماری چنان که در مقدمه مفصل خود به بیان، علم معانی و بیان با ذکر انواع نمونههایی پرداخته، در شرح خود نیز از آنها بهره جسته و نکات بلاغی کلام امام را به صورت جزئی متذکر شده است؛ مثلاً ذیل خطبه ١٠٤ در توضیح جمله «و لا تمکنتم من رضاع أخلافها» نظارهگر بود مینویسد:
استعارة بالکنایة شبه علیه السّلام الدّنیا بناقة مرضعة تنتفع بها و یمتصّ من ثدییها، و الجامع وجوه الانتفاع و أثبت لها الأخلاف تخییلاً و ذکر الرّضاع ترشیح، و المقصود أنّکم ما تمکنتم من الانتفاع بالدّنیا و الابتهاج بلذّاتها.[٢]
یا در جایی دیگر مینویسد:
أقول: بل هو استعارة مکنیة تخییلیة ترشیحیة فانّه ـ علیه الصلاة و السلام ـ شبه الدّنیا بنبال ینصب غرضاً و یتّخذ هدفاً یرمی إلیه بسهامه، فطوی عن ذکر المشبّه به و ذکر المشبّه کما هو شأن الاستعارة المکنیة، و أثبت له ما هو من لوازم المشبّه به تخییلاً و هو الأغراض و السهام، و رشح بذکر ما هو من ملایمات المشبّه به و هو الرّمی و الاستهداف.[٣]
نمونه دیگر:
و لا یخفی ما فیما بین لفظ البقاع و الیفاع من جناس الخط و هو من محاسن البدیع حسبما عرفته فی دیباجة الشرح.[٤]
[١]. قال ابن فارس : الجلباب ما یغطی به من ثوب و غیره و الجمع الجلابیب (همان، ج ٣، ص١١٨).
[٢]. قال الفیومی: التخم حدّ الأرض و الجمع تخوم مثل فلس و فلوس (همان، ج٦، ص ٣٧٣).
[٣]. و قال الزّمخشری : الطّرف لا یثنی و لا یجمع لأنّه مصدر و کذا ذکره الجوهری (همان، ج ٩، ص ١١٣).
[٤]. (و نورها بهجته) قال الطریحی و البهجة الحسن و منه رجل ذو بهجة، و البهجة السّرور (همان، ج١٠، ص٣٩٢).