علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤١٩
گفتنی است که شارح به بیان اشارات و معاریض موجود در سخنان امام نیز همّت گماشته و آنها را شرح و تفسیر کرده است. از آن جا که متن نهج البلاغة سرشار از کنایات و معاریض و همراه با استفاده های بلاغی است لذا مؤلف این شرح نیز از این نکته مهم غافل نبوده و سعی کرده تا آنجا که ممکن است به این معاریض و اشارات اشاره ای داشته باشد. نمونه: در شرح این عبارت امام که میفرماید: «فتهتدی بی و تعشو إلی ضوئی» مینویسد:
و تستضیئوا بی و فیه تعریض بضعف بصائر أهل الشّام فهم فی الاهتداء بهداه کمن یعشو ببصر ضعیف إلی النّار فی اللیل ...[١]
یا در باره این جمله از امام که فرمودهاند: «لم تکن بیعتکم إیای فلتة» آورده:
فیه تعریض ببیعة أبی بکر و إشارة إلی قول عمر فیها، فقد روت العامة و الخاصة عن عمر أنّه قال: إنّ بیعة أبی بکر کانت فلتة.[٢]
همچنین در باره کلام امام در باره معاویه (یغدر و یفجر) بیان میدارد:
و یفجر، إشارة إلی نتیجة الغدر یعنی أنّه من أجل إقدامه علی الغدر یکون فاجراً، و ذلک لأنّ الغدر مقابل الوفاء، و الوفاء فضیلة داخلة تحت العفّة، فیکون الغدر رذیلة داخلة تحت الفجور.[٣]
ج: استناد به شعر عرب
مؤلف گاه برای شرح خود با بیان شعر ادبای عرب به متن خود جذابیت میبخشد. کاربرد این بخش در شرح بسیار است و به چند دسته تقسیم میشود: الف: گاه برای تأیید ترجمه لغت نمونه شعری میآورد؛ نمونه:
[١]. (المسلحة) بفتح المیم قال فی النهایة القوم الذین یحفظون الثغر من العدوّ یکونون ذوی سلاح (همان، ج١١، ص ٢٨٣).
[٢]. و فی منتهی الأرب فی لغة العرب: استکراه: به ناخواست و ستم بر کاری داشتن، و ناخوش شمردن (همان، ج ١٦، ص ٢٠٠). البته میرزا حبیب خویی از این کتاب در چهارده جلد اول ـ که شرح خود اوست ـ بهره نگرفته، بلکه علامه حسن زاده آملی از شرح جلد چهاردهم به بعد از آن استفاده کرده است.
[٣]. (الوضین) ... و قال الشّارح المعتزلی ما یشدّ به الهودج علی بطن البعیر کالبطان للقتب و التصدیر للرحل و الحزام للسرج (همان، ج٧، ص ٢١٦).