علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٠٣
عن خثیمة بن عبد الرحمن الجعفی قال: سمعت أبا جعفر یقول: إنّ القلب ینقلب من لدن موضعه إلی حنجرته ما لم یصب الحقّ، فاذا أصاب الحقّ قرّ ثمّ ضمّ أصابعه و قرء هذه الایة: )فَمَن يُرِدِ اللّهُ أَن يَهْدِيَهُ...(.[١]
یا در شرح عبارت «و یتلاقون بالمحبّة» مینویسد:
... فقد قال أبو عبد اللّه فی روایة الکافی، عن صفوان الجمال، عنه: ما التقی مؤمنان قط إلّا کان أفضلهما أشدّ حبّا لأخیه.[٢]
ج: بهرهگیری از روایات برای موضوعی خاص(جدای از شرح عبارت امام)
شارح هنگامی که در صدد بحث از موضوعاتی خاص میشود، روایاتی برای تأیید نظر خود نقل میکند؛ به عنوان نمونه در بحثی که درباره به صوفیه و آرا و عقاید ایشان دارد، با باز نمودن فصلی با نام «فی الاخبار الواردة فی ذم الصوفیة»، به بیان روایات منقول از ائمه به طور مفصل میپردازد.[٣] همچنین در بخشی دیگر ـ که به بررسی معنای ریا و سمعه میپردازد ـ روایات مربوط به دو صفت ریا و سمعه را نقل کرده است.[٤] همچنین است روایات منقول در بارۀ غیبت و ادله حرمت آن.[٥]
د: استفاده از روایات تفسیری در ضمن شرح کلام امام
شارح برای شرح کلام امام که گاه از آیات بهره برده است، در ضمن تفسیر آیات از روایات ذیل تفسیر استفاده کرده است تا افزون بر تفسیر آیات به شرح عبارات امام نیز پرداخته باشد. به عبارت دیگر، استفاده دیگری که شارح در شرح
[١] . به عنوان نمونه، ر.ک: به نامه دوم که علامه فرموده است: «سند الکتاب و نقله بتمامه و نسخ اخری منه» که در ادامه مفصلاً به منبع و نقل آن به تمامه اشاره میکنند (ج ١٧، ص ١٠). و همچنین ر.ک: همان، ج ١٧، ص ٢٨، ١٠٧، ٢٣٥، ٣٢٦؛ ج ١٨، ص ٢٦ و.... که بخشی با نام سند الکتاب و ... باز کرده و اسناد و منابع نامهها را بیان کرده است. افزون بر آن، در برخی مواضع عنوانی به نام «المصدر» ایجاد کرده، که پس از نقل کامل کلام امام و پیش از بخش اللغة قرار دارد؛ برای نمونه ر.ک : همان، ج ١٨، ص ١٩٠، ٣٣٠، ٣٣٦، ٣٤٤، ٣٥٧، ٣٦٥؛ ج ١٩، ص ٣، ٣٦، ١٠٣، ٣٧٦؛ ج ٢٠، ص ٦٩ و... .
[٢] . همان، ج ٩، ص ٦٠ .
[٣] . برای نمونه ر.ک : همان، ج ٢١،ص ٢٠، ٤٣١، ٤٣٣ و ... این نکته در شرح شارحان پس از میرزا حبیب خویی نمود بیشتری دارد که در ادامه بیشتر بحث میگردد.
[٤] . همان، ج ١، ص ٥ ـ ٦ .
[٥] . همان، ج ١٠، ص ١٩٦.