علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٥٥
ان التقیة انما تکون اذا کان الرجل فی قوم کفار و یخاف منهم علی نفسه و ماله فیداریهم باللسان و ذلک بأن لا یظهر العداوة باللسان، بل یجوز ایضاً ان یظهر الکلام الموهم للمحبة و الموالاة و لکن بشرط ان یضمر خلافه و ان یعرض فی کل ما یقول، فان التقیة تاثیرها فی الظاهر لا فی احوال القلوب؛[١]
تقیه زمانی است که فرد در بین گروهی کافر واقع شده و از آنها بر مال و جانش بیم دارد. پس با زبان با آنها مدارا میکند؛ به این گونه که سخنی که عداوت را آشکار میکند، بر زبان نیاورد. بلکه همچنین جایز است سخنان محبت آمیز و دوستانه بگوید؛ به شرط آن که خلاف آن را در دل پنهان دارد. پس اگر از آنچه گفته برگردد، تأثیر تقیه تنها در ظاهر است، نه در احوال قلب.
نیز رشید رضا میگوید:
و هی (ای التقیة) ما یقال او یفعل مخالفاً للحق لأجل توقی الضرر؛[٢]
تقیه آن است که چیزی گفته میشود یا مورد عمل قرار میگیرد که مخالف حق است؛ برای پرهیز از ضرر.
علمای شیعه نیز در تعریفاتی مشابه، همین مطلب را بازگو کردهاند؛ مثلاً شیخ مفید میگوید:
التقیة: کتمان الحق و ستر الاعتقاد فیه و مکاتمة المخالفین و ترک مظاهرتهم بما یعقب ضرراً فی الدین او الدنیا...؛[٣]
تقیه، پنهان کردن حقیقت و پوشاندن عقیده در آن است و پنهان کردن از مخالفان و آشکار نکردن بر آنها به خاطر ضرری که برای دین یا دنیا دارد... .
[١]. غنائم الأیام، ج ٥، ص ١٧٢.
[٢]. توضیح المقال فی علم الرجال، ص ٢٠٧؛ الفوائد الرجالیة (كجوری شیرازی)، ص ١٠٧.
[٣]. طرائف المقال، ج ١، ص ٢١٠، ش ١٢٣٨.