علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٥٤
به عبارت دیگر، «حفظ الشیء مما یؤذیه و یضره»[١](حفاظت شیء از انچه او را اذیت و آزار میرساند) و ابن فارس چنین گفته است:
وقی، الواو و القاف و الیاء، کلمه واحده تدل علی دفع شیء عن شیء بغیره؛[٢]
وقی متشکل از «واو» و «قاف» و «یاء» کلمهای است که بر دفع چیزی از چیز دیگر با غیر آن دلالت دارد.
با دقت در معنای لغوی تقیه روشن میشود که مفهوم حفظ ، صیانت ، پوشاندن و دفاع در واژه مذکور نهفته شده است و پر واضح است که این مفاهیم در جایی به کار میرود که بخواهند چیزی را از گزند دیگری برهانند.
اما در اصطلاح، دانشمندان اسلامی، اعم از شیعه و سنی، تعریف تقریباً همگونی برای تقیه ذکر کردهاند؛ برای مثال سیوطی میگوید:
فالتقیه باللسان، من حمل علی امر یتکلم به و هو معصیة لله فیتکلم به مخافة الناس و قلبه مطمئن بالایمان، فان ذلک لا یضره انما التقیة باللسان؛[٣]
تقیه با زبان، این است که کسی بر کاری مجبور شده و به خاطر ترس از مردم ـ در حالی که قلبش بر ایمان استوار است ـ آن سخن را بر زبان میآورد که این کار ضرری به او نمیرساند که همانا تقیه فقط با زبان است.
یا فخر رازی مینویسد:
[١]. الفوائد الرجالیة، ص ٤٩.
[٢]. الفوائد الرجالیة، ج ١، ص ٤٠٤.
[٣]. منتهی المقال فی احوال الرجال، ج ٥، ص ٦٨، ش ٢١٠٦.