علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٩٠ - ارزیابی جرح علی بن محمد بن قُتیبه
در کتابهای رجالی، کتاب تفسیری علی بن ابراهیم را به نام کتاب التفسیر معرفی کردهاند؛[١] اما به جهت تمایز آن با تفاسیر دیگر نام مؤلف به کتاب اضافه شده است.
در صحت انتساب کتاب به علی بن ابراهیم و این که آیا این کتاب همان کتاب التفسیر علی بن ابراهیم است، دو دیدگاه وجود دارد:
دیدگاه اول، علی بن ابراهیم را مؤلف تمام کتاب میداند و با توجه به عبارت «و نحن ذاکرون و مخبرون بما ینتهی الینا و رواه مشایخنا و ثقاتنا عن الذین فرض اللّه طاعتهم؛[٢]و ما روایاتی را ذکر میکنیم و از آن خبر میدهیم که مشایخ ما و افراد مورد اعتماد ما آنها را از کسانی که اطاعتشان واجب است، روایت کردهاند» ـ که در مقدمه آمده ـ تمام روایتهای آن را صحیح و معتبر تلقی میکند[٣].
دیدگاه دوم، کتاب تفسیر قمی را مجموعهای از کتاب التفسیر و روایات تفسیری ابو الجارود و روایتهای متفرقه دیگر میداند که شاگرد علی بن ابراهیم، عباس بن محمد آن را در کنار هم قرار داده است[٤].
اما هر دو گروه اذعان دارند که بخش عمده کتاب از کتاب التفسیر گردآوری شده و هرگاه روایتی با عبارت «حدثنی ابی» شروع شود، میتوان آن را از روایات این کتاب برشمرد.
[١] . ر.ک: رجال النجاشی، ص ١٩٨.
[٢] . سند سوم این روایت که به حدیث لوح شهرت یافته این است: علی بن محمد، عن صالح بن أبی حماد، عن بکر بن صالح، عن عبد الرحمن بن سالم، عن أبی بصیر، عن أبی عبداللّه ( الکافی، ج ١، ص ٥٢٧، ح ٣).
[٣] . سند و بخشی از روایت هفتم چنین است:
محمد بن یحیی، عن عبد اللّه بن محمد بن عیسی الاشعری، عن الحسن بن موسی الخشاب، عن ابن سماعة، عن علی بن الحسن بن رباط، عن ابن أذینة، عن زرارة قال: سمعت أبا جعفر یقول: «الاثناعشر الإمامَ مِن آلِ مُحِمَّدٍ» ( الکافی، ج ١، ص ٥٣١، ح ٧).
[٤] . با توجه به این که او از مشایخ مشایخ کلینی است و کلینی در سال ٣٢٩ هجری وفات یافته، میتوانیم نتیجه بگیریم که او در قرن سوم میزیسته است.