توضيح المسائل: عبادات و معاملات - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ١٩٥ - فصل هجدهم نماز قضا
فطرى باشد.
(مسأله ١٠٢٥) اگر در اثناى وقت، كودك بالغ شود، مجنون عاقل گردد، غش كرده به هوش آيد، كافر مسلمان شود، بايد آن نماز را بخوانند و اگر نخوانند بايد قضاى آن را به جا آورند. حتّى اگر به اندازه يك ركعت وقت باقى بود، بنابر احتياط واجب بايد قضاى آن را بخوانند.
(مسأله ١٠٢٦) اگر پس از وارد شدن وقت نماز زن حائض گردد، اگر وقت كافى براى خواندن نماز داشته و نخوانده است، بايد پس از پاك شدن قضاى آنرا به جا آورد.
(مسأله ١٠٢٧) اگر بعد از فرا رسيدن وقت نماز و سپرى شدن مدّت زمانى كه ميتوانست نماز را با شرايطش بخواند، اگر جنون و يا اغماء بر او عارض شود، بنابر احتياط واجب بايد قضاى آن را بخواند.
(مسأله ١٠٢٨) كسى كه خودش را مست كرده، هر نمازى كه در حال مستى از او فوت شود بايد آن را قضا كند، ولى اگر سبب مستى به اختيار خودش نبوده، ظاهراً قضاى نمازهايى كه در حال مستى از او فوت شده بر او واجب نيست، اگر چه بهتر است آنها را قضا كند.
(مسأله ١٠٢٩) اگر سنّى به آئين تشيع هدايت شود، نمازهائى را كه از او فوت شده بايد قضا كند، امّا نمازهائى را كه بر اساس مذهب خود خوانده و توانسته در آنها قصد قربت نمايد قضا ندارد.
(مسأله ١٠٣٠) حكم زنى كه در اثناى وقت از حيض و نفاس پاك ميشود، در مسأله ٢٧٦ بيان شد.
(مسأله ١٠٣١) اگر كسى نماز نافله و يا هر نماز مستحبّى ديگرى را كه وقت معين دارد، اگر به وسيله نذر بر خودش واجب گرداند و در وقتش