توضيح المسائل: عبادات و معاملات - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ٧١٥ - فصل سوّم در متعلّق نذر و عهد و قسم
اين صورت منعقد نمى شود.
مثال دوّمى: اگر غيبت كنم، براى هر غيبت مسلمانى يك روز روزه بگيرم، كه ميخواهد به اين وسيله خود را از غيبت مسلمانان نگهدارد، در اين صورت نذرش منعقد ميشود.
(مسأله ٣٤١٦) اگر نذر، عهد يا قسم را بر انجام كار واجب يا مستحبى مشروط سازد، اينجا نيز اگر براى شكرگزارى باشد، منعقد ميشود، ولى اگر براى سنگ اندازى باشد، منعقد نمى شود.
مثال اوّلى: اگر امسال موفّق به زيارت خانه خدا، يا زيارت كربلا بشوم، يك روز روزه ميگيرم، يعنى براى شكرانه آن كه، منعقد ميشود.
مثال دوّمى: براى هر صدقهاى كه به يك فقير بدهم، يك روز روزه ميگيرم و هدفش اين باشد كه به اين وسيله خود را از صدقه دادن منع كند، كه در اين صورت منعقد نمى شود.
(مسأله ٣٤١٧) عهد و نذر و قسم ممكن است به چيزى مشروط نشود و مثلًا به طور منجّز بگويد: به خدا سوگند فلان روز روزه ميگيرم، يا بر خدا باشد بر عهده من كه اوّل هر ماه را روزه بگيرم، يا با خدا عهد ميبندم كه هر روز فلان مقدار به فقير صدقه بدهم.
(مسأله ٣٤١٨) اگر انسان عهد، نذر يا قسم را به چيزى مشروط كند كه در آينده حاصل شود، بعد معلوم شود كه در آن وقت حاصل بوده، منعقد نمى شود. مثلًا بگويد: اگر خداوند به من فرزندى عنايت كند چنين ميكنم. بعد معلوم شود كه پيش از آن لحظه فرزند عنايت شده بود. در اينجا چيزى بر او واجب نمى شود.