توضيح المسائل: عبادات و معاملات - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ٦٨٢ - فصل سوّم احكام طلاق
يا طلاقش دهد و يا قصد رجوع كند.
(مسأله ٣٢٧٣) اگر مردى زنش را با شرايط لازم در طلاق به صورت رجعى طلاق دهد و پيش از سپرى شدن ايام عدّه بگويد من او را طلاق ندادهام، انكار طلاق به معناى بازگشت ميباشد، اگرچه نيّت بازگشت نكند.
(مسأله ٣٢٧٤) مستحب است انسان هنگام بازگشت شاهد بگيرد، و اگر در آن هنگام شاهد نگرفته، بعد شاهد بگيرد، يعنى نزد دو شاهد عادل اعتراف كند كه او قبلًا به همسرش رجوع كرده است.
(مسأله ٣٢٧٥) تا زن در حال عدّه است، اگر مرد بگويد من رجوع كردهام، سخنش پذيرفته ميشود، ولى اگر بعد از سپرى شدن عدّه، ادّعا كند كه در ايّام عدّه باز گشته است، گفتارش پذيرفته نمى شود، مگر اينكه يقين حاصل شود و يا بيّنه قائم شود، يعنى دو مرد عادل بر آن گواهى دهند و در اينجا چيز ديگرى جايگزين بيّنه نمى شود.
(مسأله ٣٢٧٦) اگر كسى در ايّام عدّه به همسرش رجوع كند، ولى از او مخفى بدارد، و شاهدانى بر آن بگيرد و از آنها نيز بخواهد كه مخفى بدارند و تا سپرى شدن ايّام عدّه، اين خبر به زن نرسد، در اينجا صحّت چنين بازگشتى محلّ اشكال است و بنابر احتياط واجب بايد مراعات احتياط كنند، به اين معنى كه او را طلاق دهد و يا با عقد مجدّد به او باز گردد.
(مسأله ٣٢٧٧) اگر مردى به زنى كه طلاق داده نياز ندارد و نمى خواهد با او زندگى كند مكروه است براى تجديد طلاق به او بازگشت نمايد. بلكه مستحب است كه او را رها سازد و شكيبائى پيشه نمايد، تا حق بازگشت براى هر دوى آنها باقى بماند، شايد خداوند راه ديگرى را پيش روى او قرار دهد. و شايسته نيست انسان راهى را كه خداوند از روى لطف و كرم