توضيح المسائل: عبادات و معاملات - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ٢٩٣ - مبحث دوّم زكات فطره
٢) عقل.
٣) آزادى.
(مسأله ١٥٠٧) بر ديوانه و شخص بيهوش كه بيهوشى او به قدرى حادّ باشد كه عرفاً از قابليّت تكليف بيرون باشد، زكات فطره واجب نيست، ولى بيهوشى موقّت كه گاهى همانند خواب عارض ميشود- بنابر احتياط واجب- موجب سقوط فطره نمى شود.
٤) بى نيازى به معنائى كه در مسأله ١٤٧٠ گفته شد، پس اگر فقير باشد (يعنى مخارج يك سالش موجود نباشد و مخارج روزانهاش تأمين نباشد) زكات فطره بر او واجب نمى شود.
(مسأله ١٥٠٨) بايد اين شرايط لحظاتى پيش از غروب شب عيد فطر موجود باشد، تا لحظه مغرب واجد اين شرايط باشد، و اگر برخى از اين شرايط مقارن شب عيد فراهم نباشد، زكات فطره بر او واجب نمى شود.
(مسأله ١٥٠٩) مستحب است شخص فقير نيز زكات فطره بدهد و اگر بيش از يك صاع نداشته باشد، آن را به عنوان فطره خود به يكى از اعضاى خانوادهاش بدهد، او نيز به يكى ديگر، تا در ميان همه اعضاى خانواده دست به دست بگردد. و بهتر است فرد آخر آن را به فرد ديگرى كه عضو خانواده نيست بدهد.
(مسأله ١٥١٠) در فرض بالا، اگر برخى از افرادى كه نان خور آن شخص فقير است بى نياز باشد، نمى توان فطره را به او داد، و اگر برخى از آنها صغير باشند، ميتوان فطره را به او داد، سپس از سوى او به فرد ديگرى داد.
(مسأله ١٥١١) كسى كه شرايط وجوب زكات فطره را دارد، بايد آن