توضيح المسائل: عبادات و معاملات - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ٢٣١ - فصل بيست ويكم نماز مسافر
(مسأله ١٢١٠) كسى كه به فرمان ستمگر صاحب منصبى مسافرت ميكند، در سفرى كه از لوازم پيروى او باشد، نمازش تمام است، چه فرستاده او باشد، يا او را همراهى كند.
(مسأله ١٢١١) مسافرى كه براى شكار سفر ميكند، اگر اين كار براى تهيّه هزينه زندگى باشد نمازش شكسته است و اگر براى سرگرمى و خوشگذرانى باشد، سفرش حرام است و بايد نمازش را تمام بخواند و روزهاش را بگيرد، امّا خود شكار كردن ظاهراً مانعى ندارد.
(مسأله ١٢١٢) كسى كه از سفر معصيت برمى گردد، اگر اين بازگشت هم بخشى از آن سفر معصيت به شمار آيد، بايد در مراجعت نيز نمازش را تمام بخواند، و اگر بخشى از آن نباشد، مانند كسى كه راه دورى را براى انگيزه حلالى برمى گزيند، و يا ميان رفت و بازگشت فاصله زيادى افتاده باشد، نمازش شكسته ميشود.
(مسأله ١٢١٣) اگر هنگام بازگشت از سفر معصيت، انگيزهاش منحصر به حرام نباشد، بنابر احتياط واجب نمازش را هم شكسته بخواند هم تمام.
٦) كثيرالسّفر نباشد
(مسأله ١٢١٤) كسى كه كارش مسافرت باشد، مانند راننده و خلبان و ناخدا و يا كارش در سفر باشد، مانند تاجر و صنعتگر دورهگرد، و يا كارش ايجاب ميكند كه زياد سفر كند، مانند كسى كه براى زيارت، معالجه، درس يا خريد جنس در فاصله هاى كوتاه سفر ميكند، نمازش شكسته نمى شود.
(مسأله ١٢١٥) كسى كه در يك مورد خاصّ كثيرالسّفر ميباشد، اگر براى مورد ديگرى سفر كند، اگر اين مورد هم از سنخ مورد قبلى باشد باز هم نمازش تمام است، مانند رانندهاى كه در مسير معيّنى كار ميكرد و اينك