توضيح المسائل: عبادات و معاملات - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ٢٢٩ - فصل بيست ويكم نماز مسافر
طور مستقل اداره ميشوند و ارتباط آنها به يكديگر در حدّ ارتباط شهرها به يكديگر ميباشند، اين شهركها همانند شهرها و روستاهايى است كه هر يك از آنها گسترش يافته به يكديگر نزديك و يا متّصل شدهاند، كه در اين صورت هر يك از آنها مستقل ميباشند، اگر چه به يكديگر نزديك باشند و به يك نام ناميده شوند. در اين شهركها بايد مسافت را از آخر همان شهرك حساب كنند، نه آخر مجموع آنها.
(مسأله ١٢٠١) كسى كه به بيش از يك محل مربوط ميشود، مثل كسى كه محل كارش در محلّى و محلّ سكونتش در محلّ ديگرى ميباشد، آغاز مسافرت او از نقطه پايانى محلّى حساب ميشود كه به سمت و سوى سفرش نزديك باشد.
٢) قصد مسافت؛ يعنى بايد از اوّل قصد داشته باشد كه به مقدار مسافت شرعى سفر كند، اگر چه اين قصد به تبع ديگرى باشد، مثل زنى كه به تبع شوهرش مسافت را قصد ميكند و يا اجير و كارگرى كه به تبع كارفرما مسافت شرعى را قصد ميكند.
(مسأله ١٢٠٢) اگر كسى مثلًا در خواب يا در حال بيهوشى بوده و او را به مقدار مسافت راه بردهاند، مسافر به حساب نميآيد، چون قصد مسافت نكرده است.
(مسأله ١٢٠٣) اگر كسى مشغول گشت و گذار باشد تا به مقدار مسافت شرعى راه رفته باشد، بدون اين كه قصد مسافت كند، مسافر به حساب نميآيد.
(مسأله ١٢٠٤) كسى كه مقدارى از مسافت را بدون قصد رفته، اگر پس از آن قصد مسافت كند، يعنى قصد كند كه هشت فرسخ ديگر برود، يا