اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٧ - درب هاى رحمت هنگام ظهر باز است
در بين باديه نشينان عرب رسم بود و هم اكنون هم هست كه در مناطق كوهستانى خانه ها را در سينه هاى كوه مى سازند و دامنه كوه را كه هموار است براى كشت و زرع آماده مى كنند . بچه ها در نقاط هموار به بازى مشغول مى شدند , هنگام غروب پدر و مادر به لبه ايوان منزل مى آمدند و به بچه ها مى گفتند : تعالوا تعالوا , بيائيد بالا بيائيد بالا . حرف انبياء چنين است .
قرآن كريم هم وقتى سخن پيامبر را نقل مى كند مى فرمايد : بيائيد بالا تا من براى شما بگويم : تعالوا اتل عليكم .
تا كى به طرف طبيعت و خاك ! اين از سخنان بلند مرحوم صدرالمتألهين است . مى فرمايد : انسانى كه محصول عمر او ساختن يك قصر باشد , تهيه كردن يك سلسله امور مادى و مالى باشد , هرگز ترقى نمى كند . او مثل يك درخت است , مگر درخت ترقى مى كند , هرگز درخت ترقى نمى كند . اگر درختى را مى بينيد كه شاخه هاى او بالا آمده است , اين فروع است نه اصل او . اصل او كه دهان و چشم او و ريشه و مغز و سر اوست در گل فرو رفته است . انسانى كه به طبيعت فرو رفته است و دل به گل داده است و تمام فكر و همش آن است كه از زمين در بياورد و زمين را مزين كند , مثل درخت است كه تمام عمق فكرش به درون خاك رفته و ريشه هاى او بالا آمده است . او چه ترقى دارد , او خاكى را روى خاك گذاشته است , او كه ترقى نكرده است . هر چه بيشتر به گل فرو برود شاخه ها و فروع او بيشتر است . اين درخت چنار چرا شاخه هايش اين قدر بلند است , چون سرش پايينتر است . فرمود شما انسانيد , مثل فرشته باشيد , مثل درخت نباشيد [٣٢] .
اين لطائف را از سخنان رسول خدا عليه آلاف التحيه و الثناء استفاده مى كنند كه به ما مى فرمايد بيائيد بالا . كى ما مى فهميم كه بالا آمده ايم ؟ مگر انسانى كه چيزى نفهمد بالا مى آيد , مگر آن فهم را سر پل عقل قرار ندهد بالا مى آيد مگر آن عقل را وسيله عقال كردن شهوت و غضب نكند بالا مى آيد , و مگر دست و بال شهوت و غضب و منيت را نبندد بالا مى آيد ؟
[٣٢]تفسير الكبير , صدرالمتألهين شيرازى , ج ١ .