اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٥٦ - انسان وقتى به سر عبادت رسيد معبود را مشاهده مى كند
خدائى را كه با چشم جان و باطن نبينم , عبادت كنم . درجات ابتدائى آن است كه ببيند چه مى خواهد . آيا خدا را براى خود مى طلبد يا خود را براى خدا مى خواهد ؟ خدا را عبادت مى كند كه خدا وسيله رفاه او را فراهم بكند و خدا و عبادت او را وسيله قرار مى دهد كه به بهشت برود و متنعم بشود يا خود و عبادتش را براى رضاى خدا مى طلبد و دوست دارد ؟
اين كه در خطبه شعبانيه از رسول خدا عليه آلاف التحية و الثناء رسيده است كه خدا را با نيت هاى صادق و قلب طاهر بخوانيد , قلب طاهر را امام ششم تبيين فرمود كه آن قلبى است كه در آن خاطره اى غير از خاطرة الله نباشد . و همين معنا نيز از امام صادق عليه السلام در تبيين اين آيه كريمه نقل شده است , فرمود : خلق الموت و الحياة ليبلوكم ايكم احسن عملا [١] مرگ و زندگى هر دو وسيله آزمايش اند تا روشن بشود كه كداميك از شما از نظر اعمال احسن از ديگران هستيد( عملا ) نه اين به معناست كه كداميك از شما بيش از ديگران عبادت مى كنيد . سخن از كميت نيست . سخن اين نيست كه معلوم شود كه چه كسى بيش از ديگران عبادت كرده است : قال : ليس يعنى اكثركم عملا , و لكن اصوبكم عملا و انما الاصابة خشية الله و النية الصادقة ثم قال : العمل الخالص الذى لا تريد ان يمدحك عليه احد الا الله عزوجل و النية افضل من العمل [٢] . آفرينش مرگ و زندگى براى آن است كه روشن بشود كه چه كسى از ديگرى عملش اصوب [٣] است , يعنى به صواب و مصلحت نزديك تر است .
فرمود كسى اهل صواب و حقيقت است كه بيشتر از خدا هراسناك و داراى قلب خالص باشد . عمل خالص آن است كه منظور انسان در عمل اين نباشد كه كسى از او تعريف بكند . نگويند كه از ما تشكرى نكردند . حيف است انسان عمل عبادى خالصى انجام بدهد و از ديگران توقع تشكر داشته باشد . حيف
[١]سوره ملك آيه ٢ .
[٢]اصول كافى , ج ٢ , باب الاخلاص , حديث ٤ .
[٣]المحجة البيضاء , ج ٨ , ص ١١٠ .