اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٦٢ - محب با محبوب محشور مى شود
محمد ( ص ) . رسول خدا فرمود : چه مى خواهيد ؟ گفت : المرء يحب القوم و لا يعمل باعمالهم . گاهى مى شود كه انسان دوست يك گروه است اما كار آنها را انجام نمى دهد , به آنها علاقه مند است و لكن كارى را كه انجام مى دهند اين شخص انجام نمى دهد . فقال رسول الله ( ص ) : المرء مع من احب [١٣] . فرمود انسان با محبوبش هست يعنى اگر محبتت محبت صادق است با محبوب خود محشورى . چگونه ممكن است دوست آنها باشى و كار آنها را انجام ندهى , و اگر دوست آنها هستى يقينا صفت آنها را هم ندارى پس با آنها نيستى و اين يك محبت صادقى نيست . دوستى منهاى اطاعت , دوستى نيست , بلكه تمنى است . محبت آن است كه زمام كار را بعهده بگيرد و تصميم گيرنده محض باشد . محبت آن مرحله عاليه اراده است . چگونه ممكن است محبت باشد و انسان به ميل خود عمل بكند , نه به رضاى محبوب . اين اعرابى چه كسى بود و چطور اين سؤال را كرد و اين جواب بلند رسول خدا عليه آلاف التحيه و الثناء كه جزء اصول كليه است : المرء مع من احب , چيست , جاى بحث دارد .
وقتى رسول خدا عليه آلاف التحية و الثناء لحظه هاى آخر عمر مبارك را مى گذراندند , عده اى گريه مى كردند . حضرت فرمودند : چرا گريه مى كنيد ؟ عرض كردند : براى چند جهت : اول آنكه شما را از دست مى دهيم و محبوب را از دست دادن گريه دارد . دوم وحى از اين به بعد قطع مى شود و اخبار آسمان ديگر به زمين نمى رسد . سوم براى اين گريه مى كنيم كه نمى دانيم بعد از شما تكليف چه خواهد شد و كار بدست كه مى افتد و ما از آينده نگران هستيم [١٤] . در اثناء اين جريان سخن ديگرى نيز نقل شده است .
[١٣]حديث همسفر بودن عبدالله بن مسعود با رسول الله ( ص ) در امالى , مفيد , مجلس ٥ , حديث دوم بيان گرديده است اما حديث در مجلس ٣ , حديث ٩ آمده است . ضمنا در كتب عامه مسند احمد , ج ١ , ص ٣٩٩ , حلية الاولياء , ج ٤ , ص ١١٢ وج ٥ , ص ٣٧ وج ٦ , ص ٢٨٥ و احياء العلوم , ٣ , ص ١٢٦ , الجامع الصغير , ج ٢ , ص ١٨٤ , كنوز الحقائق , ص ١٣٧ آمده است .
[١٤]امالى , شيخ مفيد , مجلس ٥ , حديث ٣ و مجلس ٦ , حديث ٦ و ١٥ و مجلس ١٢ , حديث ٤ .