اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٤٩ - رضايت به كار خير ديگران موجب سهيم شدن است
مردى به رسول خدا سلام الله عليه عرض كرد دعا كنيد كه خدا مرا به بهشت برد . فرمود : اعنى بكثرة السجود [٣١] . من دعا مى كنم اما تو مرا با اين امر كمك كن كه دعاى من مستجاب شود و آن زياد سجده كردن و سجده هاى طولانى كردن است . اين سجده انسان را خاكسار مى كند هرگز نمى گويد( من) .
اگر كار خيرى از دست ديگران صادر شده است و ما توفيق آن را نداشتيم , اگر به آن كار راضى و خوشحال بوديم سهيم در ثواب آن هستيم و ديگر حسرت نمى بريم [٣٢] . اينكه مى بينيم بسيارى از افراد گرفتار اين امرند كه چرا من نكردم براى آن است كه او عمل صالح را نمى خواهد , خود مى خواهد . ممكن است كار خير از دست ديگران صادر شود و انسان وارسته در ثواب شريك باشد چون واقعا به آن كار راضى است . انما يجمع الناس الرضا و السخط [٣٣] . ما اگر توانستيم نفس را كه هرگز دست از ما بر نمى دارد سركوب و رام كنيم آنگاه راحت هستيم . و اين به وسيله عبادات است . گفته اند هرگز كينه يكديگر را در دل نگيريد , با هم اختلاف نداشته باشيد , منشا اختلافها خودخواهى است . اين از وصاياى اميرالمؤمنين و از توصيه هاى رسول خدا عليه آلاف التحية و الثناء است : اياكم و التباغض فانها الحالقة للدين [٣٤] , بغضاء و عداوت دين را حلق مى كند . حلق يعنى با تيغ موى سر را مثلا تراشيدن . مويى كه تيغ شود به اين آسانى نمى رويد . فرمود اختلاف و عداوت دين را تيغ مى كند و از ريشه مى زند . مگر نمونه هايش را نديده ايم كه چگونه انسانى به دام كافرى پناه مى برد , به دام كسى كه يقينا از شمر بدتر است , چون از شمر چنين كارهايى سر نزده است . اين
[٣١]همان كتاب , حديث ١٤ .
[٣٢]قال على عليه السلام : الراضى بفعل قوم كالداخل فيه معهم و على كل داخل فى باطل اثمان : اثم العمل به و اثم الرضا به : بحار الانوار , ج ١٠٠ , ص ٩٦ , غرر الحكم , كلمه ٧١ .
[٣٣]قال على عليه السلام : انما يجمع الناس الرضا و السخط , فمن رضى امرا فقد دخل فيه و من سخط فقد خرج منه : وسائل الشيعه , ج ١١ , ص ٤١١ .
[٣٤]نهج البلاغه , خطبه ٨٦ .