اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢١٨ - مرگ پلى بيش نيست
در نامه اى كه على بن ابيطالب سلام الله عليه براى سهل بن حنيف انصارى نوشت , آمده است كه فرمود : ما قلعت باب خيبر بقوة جسدانية او قوة غذائية بل بقوة ملكوتية و نفس بنور ربها مضية [٢١] . من درب قلعه خيبر را در اثر غذا و خوراك نكندم , آن قوه ملكوتى بود كه : قوت جبريل از مطبخ نبود . [٢٢] آن قوه در من بعنايت حق پيدا شد و درب خيبر را كندم , كه رسول خدا فرمود او عمليات خيبر را با پيروزمندى به پايان رساند و تا فتح نكند بر نمى گردد . همه علاقمند بودند كه بدانند اين انسان كيست كه رسول خدا اين همه درباره او تعريف مى فرمايد . وقتى فردا فرا رسيد ديدند فرمود على بن ابيطالب را حاضر كنيد . حضرت را حاضر كردند در حالى كه او به بيمارى چشم مبتلا بود . رسول خدا ( ص ) مقدارى از آب دهان مبارك خود در چشمان حضرت على ( ع ) ريختند و بعد پرچم را بدست وى دادند و حضرت على ( ع ) به آن پيروزى نائل شدند [٢٣] .
فضيلت چهارم اين كه سعد بن ابى وقاص مى گويد : در جريان جنگ تبوك حضرت رسول ( ص ) بيرون رفتند و على بن ابيطالب را در مدينه بعنوان خليفه خود قرار دادند كه مدينه را حفظ كند . عده اى حسادت كردند و اين فضيلت را بعنوان يك نقطه ضعف تلقى كردند و گفتند پيامبر نمى خواست كه على در اين جنگ شركت كند . اميرالمؤمنين از شنيدن اين مطلب حركت كرد و بدنبال رسول خدا عليه آلاف التحية و الثناء آمد و عرض كرد : من شما را رها نمى كنم . اميرالمؤمنين گريه كرد حضرت رسول ( ص ) فرمودند : براى چه آمدى ؟ عرض كرد : قريش مى گويند شما من را به همراهتان در جبهه نبرديد , براى اينكه مايل نبوديد كه من در جبهه بيايم . حضرت ( ص ) فرمود : مردم را جمع كنيد , من يك سخنى دارم . منادى حضرت ( ص ) ندا داد همه جمع شدند , فرمود : ايها الناس افيكم احد الا و له من اهله خاصه ان على بن
[٢١]بحار الانوار , ج ٤١ وج ٤٢ , ص ٥٨ .
[٢٢]امالى , شيخ صدوق , مجلس هفتاد و هفت , ص ٣٠٧ .
[٢٣]مثنوى , مولوى , دفتر سوم .