اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٤٠ - على فرمود در شگفتم كه بعضى خود را گم كرده اند و جستجو نمى كنند
چند هزار نفر يك طرف و اميرالمؤمنين سلام الله عليه يك طرف . آنها به اندازه حضرت على ( ع ) نه چيز ياد گرفتند نه حرفى تحويل دادند . عدد صحابه اى كه رسول خدا را ادراك كردند از چند هزار نفر گذشته است همه آنها به اندازه اميرالمؤمنين نه مطلب ياد گرفتند و نه مطلب به مردم رساندند , [٢١] لذا سلمان مى گويد دامن على را رها مكنيد زيرا غير از او احدى نيست كه شما را به سر نبوت آشنا كند , كه پيامبر به انسان چه مى گويد .
انسان وقتى طبيعت را رها كرد با سر و باطن خود كار دارد , ديگر نه كسى با او كار دارد نه او با كسى كار دارد . بعد از رهائى بدن , انسان با سر خود كار دارد و لا غير و مهمان اسرار خود است و لا غير . آنگاه انسان بايد سرى به سرش بزند و ببيند چرا دعاهاى او مستجاب نيست . آنها كه انسان را مى شناسند اين دستورات را مى دهند . وقتى به اهل بيت عصمت و طهارت مراجعه مى كنيم مى گوئيم ما كجائيم ؟ ما بايد كجا باشيم ؟ آيا ما را پيدا كرديد يا نه ؟ آنها كه به سر عبادت رسيده اند , باطن ما را مى شناسند . على عليه السلام فرمود : لو شئت ان اخبر كل رجل منكم بمخرجه و مولده و جميع شانه لفعلت [٢٢] . من اگر بخواهم تمام سرگذشت و اسرار تك تك شما را بگويم , مى توانم . اينگونه از افراد بايد به انسان بگويند تو گمشده اى يا نه و جاى تو كجاست .
از امام معصوم سلام الله عليه سؤال كردند چرا دعاهاى ما مستجاب نمى شود , مگر خدا نفرمود دعاء كنيد من مستجاب مى كنم ؟ فرمود : لانكم تدعون من لا تعرفونه [٢٣] . شما كسى را مى خوانيد كه نمى شناسيد . شما خدا را نمى شناسيد .
[٢١]اسد الغابه فى معرفة الصحابه .
[٢٢] . . و لكنى اخاف ان تكفروا انى رسول الله ( ص ) الا الى مفضيه الى الخاصه ممن يؤمن ذلك منه والذى لعبد بالحق و اصطفاه على الخلق ما انطق الا صادقا لقد عهد الى بذلك كله و بمهلك من يهلك و بمنجى من ينجاه و ما ابقى شيئا يمر على راسى الا افرغه فى ادنى او افضى به الى . غرر الحكم , حرف اللام , ٣٨ .
[٢٣]عده الداعى , ابن فهد , دعوات , راوندى , جامع السعادات , نراقى , ج ٣ , ص ٣٦٧ .