اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٣٣ - جهنمى ها در راه جهنم افتان و خيزان مى روند
اينطور نيست كه جهنمى ها راه جهنم را ببينند , بلكه افتان و خيزان مى روند . نديدن راه هم يك عذاب و بلائى است . اينطور نيست كه راه صاف و روشن باشد و روشنائى راه را ببينند و طى كنند . اينطور نيست كه جهنمى در جهنم جاى او وسيع باشد . باطن انسان جهنمى تنگ و بسته و محدود است و او در هر سه عالم در تنگنا است . باطن انسان مؤمن باز و روشن است و او در هر سه عالم در وسعت و فسحت است . مؤمن هم در دنيا در وسعت زندگى مى كند و هم در برزخ و قيامت , كافر و منافق , هم در دنيا در مدار بسته زندگى مى كند و هم در برزخ و جهنم . يك مؤمن در دنيا از شرح صدر برخوردار است و چيزى او را سراسيمه و دست پاچه نمى كند . هر حادثه اى كه براى او پيش بيايد بعنوان يك مكتب و كلاس امتحان تلقى مى كند . طورى نيست كه با يك حادثه دست از تكيه گاهش كه خداوند سبحان است بردارد . هيچ امرى او را از مسير راست بيرون نمى برد و بر دل او مسلط نمى شود , جان او را مهار نمى كند , لذا غمگين نيست .
وقتى شاگردان رسول خدا عليه آلاف التحية و الثناء در محضر آن حضرت مطالب را مى نوشتند هر چه حضرت مى فرمود آنها ضبط و يادداشت مى كردند . به بعضى از اينها گفتند شما چرا تمام حرفهاى پيامبر را مى نويسيد , او گاهى در حال غضب است حرفهاى تند دارد و گاهى در حال نشاط است حرف هاى نرم دارد , شما سخنان عادى او را بنويسيد نه هر چه او مى گويد . ممكن است كه در حال عصبانيت سخن بگويد و يا در حال نشاط و رضا سخن بگويد , آن سخنان كه قابل نوشتن نيست . لذا به حضرت ( ص ) عرض كردند : آيا هر چه شما فرموديد بنويسيم ولو در حال عصبانيت و يا در حال نشاط و سرور
[٦]سوره انعام آيه ١٢٢ .