اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٩٤ - ارسطو گفت من مى خورم براى اينكه بمانم
آن هستم كه آلوده بشوم و تن به گناه بدهم]( , اين بزرگى خود يافتن , در اثر روزه گرفتن است , كه مقدمات اوليه روزه امساك و كم خورى است .
از ارسطو سؤال كردند : چرا شما كم مى خوريد ؟ گفت : من مى خورم براى اينكه بمانم و ديگران مى مانند براى اينكه بخورند . ديگران زنده اند براى اينكه بخورند , بگذار زياد بخورند , من مى خورم براى اينكه زنده بمانم . آنان كه پرخور هستند , هم عمرشان كمتر است و هم به آن معارف الهى دسترسى ندارند . هرگز انسان پرخور به فهم در نمى آيد .
امام صادق از رسول الله ( ص ) نقل فرمود كه : يك وقتى جبرئيل سلام الله عليه در روزى و زمانى كه سابقه نداشت وارد شد . گفتم : در وقتى آمدى كه بى سابقه بود . آيا خبر مهمى است براى اينكه حالت شما , حالت ارعاب است . فرمود : تو ترسى ندارى براى اين كه ( غفر الله لك ما تقدم من ذنبك و ما تاخر) . فرمود : پس براى چه آمده اى ؟ جبرئيل گفت : خداى سبحان شما را از چند چيز نهى كرد : اول از بت پرستى , دوم از ميگسارى , سوم از جدال [١٦] با مردم و بحث علمى را بصورت مجادله در آوردن [١٧] .
آنگاه فرمود در كنار اين دستوراتى كه خداى سبحان به شما داد يك خصلت ديگرى را خداى سبحان به شما امر كرد كه براى همه شؤون زندگى است كه براى مبدا و منتهايت سودمند است . آن چيست ؟ يقول لك ربك ما ابغضت وعاء قط كبغضى بطنا ملانا . خدا مى گويد چيزى پيش من مبغوض تر از شكم پر نيست , كه انسان هميشه سير باشد . چون او كه مانند بهائم مى خورد , مانند جماد مى افتد .
عده اى بعد از افطار اول رونق گرفتنشان درباره مطالعه و دعاء و ذكر و امثال ذلك است , و عده اى همين كه از كنار سفره فاصله گرفتند بايستى به جائى تكيه بدهند . مگر انسان بايد اينقدر بخورد كه نتواند خودش را نگه بدارد
[١٦]يكى از چيزهاى پر بركت ترك جدال است . وقتى انسان در بحث متوجه شد كه رقيب حاضر نيست حق را بپذيرد , كوتاه بيايد .
[١٧]بحار الانوار , ج ٧٥ , ص ١٠٧ , ج ٩٣ , ص ٣١٤ .