اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٦١ - درجات بهشت به عدد آيات قرآن است
چهره هاى نورانى كيانند . آنگاه معرفى مى كنند , مى گويند اينكه پيشاپيش همه است پيامبر اسلام است , و اينكه در كنار پيامبر مى باشد على بن ابيطالب عليه السلام است . و در كنار على فاطمه سلام الله عليها است و آنكه در كنار او است حسن بن على عليه السلام است . و آنكه در كنار او است , حسين بن على بن ابيطالب عليهم السلام مى باشد [١٧] . ائمه معصومين عليهم السلام را يكايك مى شمارند . انسان در اولين لحظه ورود به برزخش آن چهره هاى نورانى را با اين وضع مى بيند . حال جاى بحث دارد كه آيا اين چهره هاى نورانى را همه مى بينند , يا فقط مؤمن مى بيند ؟ اگر همه على بن ابيطالب عليه السلام را مى بينند آيا با يك چهره مى بينند يا با چهره هاى گوناگون مى بينند ؟
انسان بايد اين محبت و عداوتى را كه در وجود خود دارد , روح بدهد . سر و باطن اين محبت را به اين محبت بچشاند تا يك محبت زنده اى باشد وگرنه اين محبت و عداوت را خيلى ها دارند . چيزى در عالم وجود ندارد كه اين دو بعد جذب و دفع , سلب و اثبات در او نباشد , منتها در وجود انسان مؤمن آنها حساب شده و رقيق شده يافت مى شود .
در اين زمينه رساله اى منسوب به خواجه نصيرالدين طوسى رضوان الله تعالى عليه است . او در اين رساله شريف مى گويد آنچه در نوع جمادات هست بنام جذب و دفع در گياهان و حيوانات و انسان ها هم هست [١٨] . چون اگر يك سنگ يا خاكى بخواهد در بدخشان لعل بشود يا در يمن عقيق بشود , ناچار است آن خاك هاى مستعد و مناسب را جذب و آن مواد ناسازگار را دفع كند . اين طور نيست كه هر خاكى شايسته آن باشد كه عقيق يا لعل بشود . اين جذب مناسب و دفع نامناسب در همه معادن و گياهان و خاك ها هست . مثلا گياه هر غذايى را جذب نمى كند بلكه هر چه مناسب به حال او است جذب كرده و هر چه
[١٧]مصابيح الانوار , سيد عبدالله شبر به نقل از كافى , ج ٢ , ص ١٧٢ , ارشاد القلوب , ديلمى , باب ١٤ .
[١٨]در رساله تولى و تبرى از خواجه نصيرالدين طوسى است كه در پايان كتاب اخلاق محتشمى به چاپ رسيده است .