اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٥١ - قرآن دو اصل كلى نجات بخش به ما ارائه مى دهد
كه بارشان سبك است نجات پيدا مى كنند :
اينها كه در ساحل ايستاده اند دو قسمت اند : يك عده افراد سنگين بار ترسو كه در اين لبه دريا هستند كه سير دريائى نكرده اند , و يك عده افراد سبك بار آشناى شجاع كه دل به دريا زدند و دريا را پشت سر گذاشتند و به آن طرف ساحل رسيدند . آنها هستند كه از حال دريا افتادگان بايد باخبر باشند و دست آنها را بگيرند و الا گروهى كه در اين لبه ساحل ايستاده اند چه مى دانند كسى كه در دريا شنا مى كند , چه مى كشد . همين بيان را على بن ابيطالب سلام الله عليها با يك آهنگ موزونى تبيين كرد فرمود : تحففوا تلحقو [١٨] . سبك بشويد تا برسيد و ملحق بشويد , شهداء از همراهى ديگران است : و يستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم ان لا خوف عليهم و لا هم يحزنون [١٩] كه هنوز محق نشده اند خوشحال اند . جمله( لم يلحقوا بهم ) عدم ملكه است . يعنى به كسانى كه در راه هستند و شانيت رسيدن دارند و بايد مى رسيدند و تاكنون نرسيده اند , مى گويند هنوز نرسيده اند . و اما اگر كسى اصلا در راه نيست , او به نحو سلب تحصيلى است . او را نمى گويند( لم يلحق) . يك اتومبيلى كه در منزلش پارك كرده است به او نمى گويند هنوز نرسيده است . اما دو تا اتومبيلى كه هر دو در راه اند يكى تند و يكى متوسط , مى گويند تند به مقصد رسيد آن متوسط هنوز نرسيده است .
شهداء كه براى هر كسى پيام نمى دهند . براى آنان كه در راه هستند پيام مى دهند كه نترسيد بيائيد . حالا اينها كه نرسيده اند , اگر بخواهند برسند راهش اين است كه( تحففوا تلحقوا ) , سبك بار شويد تا برسيد .
سبك بار شدن عامل رسيدن است . گاهى انسان آن چنان سبك بار مى شود كه هم مى رسد و هم مى رساند . بر اساس اين بيان ها مرحوم شيخ بهائى
[١٨]نهج البلاغه , خطبه ٢١ و ١٦٧ .
[١٩]آل عمران آيه ١٧٠ .